روانشناسی و علوم اجتماعی مشمول بیشترین تغییر

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه علامه آخرین وضعیت روند بازنگری رشته های علوم انسانی در این دانشگاه را تشریح کرد و گفت: از اینکه مدیران جدید راه بازنگری را مسدود کنند نگرانیم.

دکتر قدرت الله رحمانی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت بازنگری رشته های علوم انسانی در دانشگاه علامه طباطبایی گفت: بعد از فرمایش مقام معظم رهبری در سال 88 درباره ضرورت تحول در رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها، عظمی در بین دانشگاه‌یان و فعالان علوم انسانی کشور ایجاد شد تا اینکه که این خط را پیگیری کرده و ساماندهی کنند.

عدم بازنگری برخی دورس به مدت 40 سال

وی ادامه داد: برخی رشته‌ها و دروس وجود داشت که 40 سال بود هیچ بازنگری صورت نگرفته بود ضرورت یک بازنگری عمیق و جدی و فراگیر در هم در رشته‌های علوم انسانی هم دروس و سرفصل های مربوط به این رشته ها در تمام مقاطع احساس می شد.

دبیر شورای سیاستگذاری علوم انسانی دانشگاه با بیان اینکه بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری انگیزه لازم برای انجام این کار صورت گرفت افزود: بنابراین شورای تحول علوم انسانی ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفت ودر دانشگاه‌ها و وزارت علوم هم کار آغاز شد.

وی افزود: در پی این تحولات از سوی وزارت علوم به دانشگاه علامه ماموریت داده شد که در 6 رشته اقتصاد، حقوق ،علوم سیاسی، جامعه شناسی ، روانشناسی و علوم تربیتی،  تحول در هر سه مقطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری را با رویکرد بومی‌سازی، ارزش مداری و با تاکید بر اسلامی کرن دروس با شاخص جهانی نگری انجام شود.

تشکیل شورای سیاست گذاری بازنگری در دروس علوم انسانی

رحمانی با بیان اینکه این شش رشته در چهار دانشکده دانشگاه علامه متمرکز است تصریح کرد: برای اجرای ماموریت وزارت علوم، یک شورای سیاست گذاری بازنگری در دروس علوم انسانی در دانشگاه تشکیل شد، که این شورا کار پشتیبانی، حمایت و نظارت برروند بازنگری را انجام می دهد که متشکل از روسای همه دانشکده‌ها بوده و همچنین در درون دانشکده‌ها هم به ریاست رئیس دانشکده، شورای بازنگری رشته‌های  خاص تشکیل شده است.

تجمیع رشته ها در مقطع کارشناسی

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه علامه افزود: اولین ماموریت، تجمیع در مقطع کارشناسی بود، با توجه به توسعه بی رویه گرایش‌های مقطع کارشناسی در سال های گذشته و  تخصصی کردن آن تجمیع صورت گرفت چرا که این مساله یعنی تخصصی کردن رشته های کارشناسی با آموزش عمومی در این مقطع منافات داشت.

رحمانی با ذکر مثالی گفت: به عنوان مثال رشته های روانشناسی و علوم تربیتی هریک حدود  9 گرایش دارند که بعد از ادغام گرایش ها، به  دو رشته اصلی روانشناسی و علوم تربیتی تبدیل شدند این مهمترین کاری بود که در مقطع کارشناسی انجام شد.

ابلاغ رشته های روانشناسی و علوم سیاسی

وی ادامه داد:  تا نیمه سال گذشته گزارش بازنگری 6 رشته مذکور به وزارت علوم ارسال شد و به تدریج در شورا و کمیته‌های مربوطه بررسی تصویب و بیشتر آن ابلاغ شد. رشته های روانشناسی، علوم سیاسی ابلاغ شد و مابقی رشته ها نیز به تدریج ابلاغ خواهد شد.

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه تاکید کرد: رشته اقتصاد از جمله رشته هایی بود که بازنگری جامع و کاملی درباره آن صورت گرفت.

تصویب 80 درصد دیدگاههای تخصصی دانشگاه علامه

وی یادآورشد: بیش از 80 درصد دیدگاه‌های تخصصی که دانشگاه علامه به وزارت علوم ارسال کرد در بررسی نهایی تصویب شد و علت آن هم این بود که یک کار متراکم از نظر کارشناسی در دانشگاه با استقاده از اساتید داخل و خارج دانشگاه علامه صورت گرفته بود.

وی ادامه داد: دانشگاه علامه خود را مقید کرده بود از نظرات اساتید برجسته بیرون دانشگاه هم در رشته هایی که بازنگری می شود استفاده کند برای همین در بحث تجمیع، بازنگری سرفصل‌ها، حذف برخی از دروس، اصلاحاتی که در برخی سرفصل‌ها صورت می گرفت همه با دقت انجام شد.

بازنگری رشته های کارشناسی ارشد کلید خورد

وی به زمان آغاز بازنگری رشته های مقطع کارشناسی ارشد اشاره کرد و گفت: از نیمه سال گذشته فرایند بازنگری رشته های خاص کارشناسی ارشد هم کلید زده شد، در حال حاضر دانشکده‌ها، کمیته و کارگروه ها در این رابطه تشکیل شده است.

اتمام بازنگری رشته علوم اجتماعی در مقطع ارشد

وی تصریح کرد: بعد از نیمه سال 91 بازنگری در کارشناسی ارشد شروع شد و اولین دستاورد نهایی این مقطع را دانشکده علوم اجتماعی اخیرا ارایه داده و به وزارت علوم ارسال کرد.

رحمانی افزود: بازنگری مابقی رشته‌ها هم در حال انجام شدن است، برخی رشته‌ها تا اواخر شهریور گزارش خود را ارایه می کنند رشته های روانشناسی، حقوق و علوم سیاسی زمان بیشتری را به خود اختصاص خواهند داد که تا آخر پاییز این بازنگری ادامه خواهد داشت و  بعد بازنگری رشته های خاص دکتری آغاز می شود.

بازنگری رشته های مدیریت و حسابداری

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه علامه درباره اینکه آیا بازنگری فقط محدود به شش رشته مذکور خواهد شد، ادامه داد: ماموریت ما از طرف وزارت علوم، تولید ادبیات تغییر و تحول است، این مساله مانع نبوده تا در رشته هایی که ماموریت نداریم، وارد نشویم ، در رشته مدیریت و حسابداری هم ورود پیدا کرده و بارنگری را انجام دادیم و به وزارت علوم ارسال کردیم در برخی از رشته‌های دانشکده ادبیات و الهیات آن مقداری که لازم بود ورود پیدا کردیم.

فرایند کند تصویب نهایی دروس بازنگری شده

وی چالش اصلی در روند بازنگری را مراحل تایید نهایی دروس و سرفصل های بازنگری شده عنوان کرد و افزود: فرایند تصویب نهایی بازنگری به کندی صورت می گیرد در برخی رشته‌ها به دلیل اینکه در فرایند کار کارشناسی ابتدایی، برخی افراد که در مراجع نهایی تصمیم گیری در شورای تحول یا شورای برنامه ریز ی فعالیت می کنند در جریان کار نبودند ایرادهایی به نتیجه کار وارد می کردند که مساله باعث می شد کارشناسان بازنگری دروس مربوطه، دوباره در این زمینه فعالیت کرده و توضیح دهند که در واقع یک کار اضافی بود.

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه علامه افزود: بنابراین به این نتیجه رسیدم که در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری یک نماینده از مراجع تصمیم گیری نهایی حضور داشته باشند که مجبور نشویم دوباره کار را از صفر شروع کنیم در زمان بررسی رشته های روانشناسی و علوم سیاسی این اشکال وجود داشت.

وی با بیان اینکه فرایند بازنگری علوم انسانی کارشناسی فرایند طولانی داشت ابراز امیدواری کرد که در کارشناسی ارشد اینگونه نشود.

وی افزود: کسانی که وارد این کار شده اند با انگیزه آمده اند و به لحاظ تاریخی دغدغه آنها این مساله بود که دروس و رشته‌های مذکور متناسب با وضعیت علوم انسانی مورد انتظار انقلاب نبود و نیاز به اصلاحات داشت.

ضرورت حمایت موثر وزارت علوم از بازنگری ها

رحمانی افزود: این افراد با انگیره های اعتقادی وارد این کار شدند و خیلی دغدغه مالی نداشتند البته وزارت علوم هم باید حمایت مالی موثرتری صورت می داد.

وی درباره مشکلات موجود بر سرراه بازنگری علوم انسانی مورد نظر گفت: در همه رشته ها با مشکلاتی مواجه بودیم چون ادبیات ما براساس دیدگاه‌های غربی شکل گرفته بود و تطبیق با فرهنگ اسلامی ایرانی انجام نشده بود در رشته های روانشناسی، علوم تربیتی وعلوم اجتماعی این قضیه پررنگ تر بود بیشتر غیر بومی بودند و در مرحله بعد رشته های علوم سیاسی و حقوق با این مساله مواجه بوده و احتیاج به پیراش داشتند.

انجام بیشترین اصلاحات در رشته های روانشناسی و علوم اجتماعی

رحمانی تاکید کرد: ولی در مجموع رشته های روانشناسی و علوم اجتماعی اصلاحات بیشتری نیاز داشت که این اتفاق در دوره کارشناسی افتاد.

وی تاکید کرد: البته نگرانی هایی وجود دارد که این راهی که ظرف چند سال گذشته باز شده بود بر اثر تحولات سیاسی مسدود و یا دچار سنگلاخ شود نگرانی ما این است کسانی که در مسند امور هستند اعتقادی به بومی سازی و اسلامی سازی علوم انسانی نداشته باشند.

آمیزه ای از امید و نگرانی نسبت به بازنگری علوم انسانی

دبیر شورای سیاست گذاری علوم انسانی دانشگاه علامه یادآورشد: امیدواریم این روند تداوم پیدا کرده و تقویت شود در کنار این امیدواری، در رابطه با تحولات اخیر، نگرانی نیز وجود دارد و در واقع آمیزه ای از امیدواری و نگرانی نسبت به بازنگری علوم انسانی داریم.

نشست علمی

نقشه کورتکس بینایی انسان

رضا راجی مهر (دانشگاه آم آی تی)

شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۵:۳۰

پژوهشگاه دانش های بنیادی (اقدسیه، بزرگراه ارتش، روبروی اراج، جنب باغ بهشت)

ورود برای عموم آزاد و رایگان است

تیم ورک

بارقه های امید به طرز فجیعی بیشتر می شود وقتی ببینیم آدم های پراکنده کم کم جای خود را به تیم های تحقیقاتی می دهند؛ مثلا در قالب برنامه علوم اعصاب کاربردی.

---

بزن آن زلف پریشان گرهی

ستاد علوم و فناوری های شناختی

به نظر می رسد ستاد علوم و فناوری های شناختی کار خود را گسترش داده و حمایت های مالی از پایان نامه ها و طرح های پژوهشی مرتبط شکل مرتب و منظمی به خود گرفته است.

www.cogc.ir

جوانان ایرانی در المپیاد علمی طلا می‌گیرند و مهاجرت می‌کنند

به قلم ابراهیم خندان

دانش آموزان ایرانی با نتایجی درخشان به مقام دوم هفتمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که از پنجم تا چهاردهم مرداد در شهر والاس کشور یونان برگزار می‌شد، دست یافتند. این دانش آموزان در دو تیم الف و ب توانستند در مجموع ده مدال (۳ طلا، ۳ نقره و ۴ برنز) این رقابت‌ها را از آن خود کنند.

خبر موفقیت‌های دانش آموزان ایرانی در رقابت‌های علمی خبر تازه‌ای نیست و هر سال شاهد چنین اخباری در حوزه‌های مختلف علوم هستیم. در این میان برگزاری المپیادها در کشور و نتایج مستقیم و غیر مستقیم آن نیز بحث‌های زیادی را درسطح جامعه و مدیران کشور بوجود آورده است که رد آنها را می‌توان حتی در خبرهای سیاسی نیز شاهد بود.

از انتقادهایی به چگونگی گزینش دانش آموزان و برگزاری امتحانات گرفته تا سرنوشت نهایی این نخبگان و حتی ضرورت حضور یا عدم حضور در این رقابت‌های علمی. ولی چه عاملی موجب می‌شود که یک رقابت دانش‌آموزی در کشور به مسئله‌ای سیاسی و بحث برانگیز بدل شود.

المپیادهای علمی دانش‌آموزی در ایران و جهان

المپیادهای علمی دانش‌آموزی ملی و بین المللی که امروز شاخه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد، با المپیاد ریاضی شروع شد. در سال ۱۳۳۸ و همزمان با دوران جنگ سرد، ۶ کشور اروپای شرقی (بلوک شرق) با مجموع ۵۲ دانش آموز و با میزبانی رومانی اولین المپیاد ریاضی را برگزار کردند. این رقابت‌ها که با هدف آشتی و آشنایی دانش‌آموزان با ریاضی و تشویق جوانان به مطالعه ریاضی و کشف استعدادهای درخشان دانش آموزان شکل گرفت، در اصل نمایشی تبلیغاتی از توانایی‌های ایدئولوژی کمونیسم و اثر آن بر جوانان بلوک شرق بود. رفته رفته این جنبه تبلیغی کم رنگتر شد و به فرصتی برای آشنایی نوجوانان با دیگر همسالانشان در کشورهای دیگر، در کنار رقابتی علمی، تبدیل شد.

فنلاند نخستین کشور اروپای غربی بود که در سال ۱۳۴۴ به این مسابقات ملحق شد و در سال ۱۳۵۳ با پیوستن آمریکا در عمل باز هم رقابت‌ها به صحنه‌ای برای خودنمایی ایدئولوژی‌ها بدل شد. اگرچه با فروپاشی بلوک شرق جنبه سیاسی این رقابت‌ها کم‌رنگتر شده است ولی همانند رقابت‌های ورزشی، هنوز برخی از کشورها آن را به دیده فرصتی برای ابراز وجود می‌نگرند.

"ایران از سال ۱۳۶۴ تا کنون در ۲۸ دوره از المپیادهای ریاضی با ۱۵۶ دانش‌آموز پسر و هفت دختر شرکت کرده‌است که حاصل آن ۳۸ مدال طلا، ۸۰ نقره، ۳۲ برنز و ۳ تقدیرنامه بوده است"

ایران نیز با گوشه چشمی به توانایی‌های تبلیغی این رقابت‌ها با وجود درگیری در جنگ از سال ۱۳۶۶ بطور جدی به این رقابت‌ها پیوست. البته پیش از آن و با حضور یک شرکت کننده در بیست و ششمین المپیاد ریاضی که در کشور فنلاند در سال ۱۳۶۴ برگزار می‌شد ایرانیان نیز با المپیادهای علمی دانش‌آموزی آشنا شده بودند. در آن دوره تیم یک نفره ایران (احسان امامی) با کسب یک مدال نقره، در بین سی و هشت کشور، به مقام سی و یکم دست یافت.

در سال ۱۳۶۸ ایران برای اولین بار در المپیاد بین المللی فیزیک که در لهستان برگزار می‌شد شرکت کرد. اولین دوره المپیاد جهانی فیزیک که مسابقه ای دانش‌آموزی در فیزیک است، در سال ۱۳۴۶ در ورشو (لهستان) با حضور پنج تیم از کشورهای لهستان، بلغارستان، چکسلواکی، مجارستان، و رومانی برگزار شد. همانند المپیاد ریاضی این رقابت نیز در ابتدا فقط شامل کشورهای بلوک شرق می‌شد و از سال ۱۳۵۱ با پیوستن فرانسه کم کم جنبه بین المللی گرفت. ایرانیان در این المپیاد نیز خوش درخشیده‌اند.

سومین المپیادی که ایرانیان با آن آشنا شدند، المپیاد شیمی بود. این المپیاد که همانند دو المپیاد پیشین بوسیله کشورهای بلوک شرق پایه گزاری شده بود، برای اولین بار در سال ۱۳۴۷ با حضور سه کشور چک­اسلواکی، لهستان و مجارستان در پراگ برگزار شد.

تبدیل این رقابت‌ها از یک مسابقه منطقه‌ای به یک المپیاد بین المللی، کمی بیشتر از دو رقابت پیشین به درازا انجامید و از سال ۱۳۶۱ با میزبانی سوئد پای کشورهای دیگر نیز به این رقابت‌ها باز شد. ایران از سال ۱۳۷۱ وارد این رقابت‌ها شد و در مجموع در طی دوره‌های مختلف این المپیادها نتایج خوبی را بدست آورده است.

اسامی المیپادی های برنده مدال طلا، کشور محل اقامت

المپیاد و دوره

نام و نام خانوادگی کشور و محل اقامت
المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷ سهند حاجی علی احمد سوئیس

المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷

امید امینی

فرانسه
المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷ کسری علی شاهی ایران
المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷

علیرضا کشاورز حداد

آمریکا
المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷ امیر آجرلو کانادا
المپیاد فیزیک سال ۱۳۷۸ صادق دبیری آمریکا
المپیاد فیزیک سال ۱۳۷۸ محمد حسین تقوی آمریکا

المپیاد فیزیک سال ۱۳۷۸

شروان فرهادی کانادا
المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱ آیدین بابک خانی آمریکا

المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱

محمد فغفور مغربی

آمریکا
المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱ امیر رضا محسن زاده کرمانی آمریکا

المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱

احسان آژنگ

فرانسه
المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱ یوسف عباسی اصل کانادا

المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۱

بهتاش بابادی آمریکا

پس از المپیاد ریاضی و فیزیک و شیمی؛ به تدریج و با اختلاف زمانی چند ساله با شکل‌گیری رقابت‌های زیست شناسی، انفورماتیک، نجوم، و علوم زمین؛ ایران نیز به این رقابت‌ها پیوست که در مورد المپیاد علوم زمین مرحله اولیه انتخاب تیم ملی برای اولین بار در اردیبهشت امسال بوقوع پیوست. در این میان شاید بتوان المپیاد نجوم را جوانترین و پر مناقشه‌ترین این رقابت‌ها دانست، چون شکل گیری آن به سال ۱۳۷۵ برمی‌گردد و مانند رقابت‌های پیشین هنوز ساختار منسجمی نیافته است و برخلاف المپیادهای دیگر همزمان دو رقابت در این زمینه بطور موازی برگزار می‌شود.

رقابت اول با نام المپیاد بین المللی نجوم شناخته می‌شود و دومی المپیاد نجوم آسیا- اقیانوس آرام. ایران در ابتدا در هر دو این رقابت‌ها شرکت می‌کرد ولی اکنون فقط در المپیاد بین المللی شرکت می‌کند.

بجز رقابت‌های بین المللی المپیادهای ملی دیگری نیز در ایران برگزار می‌شوند، مانند المپیاد ادبی و نانو فناوری که این آخری با حمایت دفتر نانوفناوری معاونت علمی ریاست جمهوری و به منظور ترویج علم جدید نانو فناوری در کشور، برگزار می‌شود.
 

چگونگی انتخاب تیم ملی در ایران

هر کشور با توجه به رویکرد و علایقش نسبت به المپیادها بگونه‌ای متفاوت تیم ملی خود را تشکیل می‌دهد. برخی از کشورها این رقابت‌ها را فقط فرصتی برای آشنایی دانش‌آموزان خود با ملل دیگر می‌دانند و چندان به آن اهمیتی نمی‌دهند و به همین دلیل برنامه‌ای برای تشویق دانش‌آموزان برای شرکت در رقابت‌ها، آنطور که در کشورهایی همچون چین و ایران مرسوم است، ندارند.

در ایران مشتاقان شرکت در این رقابت‌ها بسیار زیادند. زیرا مزایای تشویقی زیادی برای دانش‌آموزانی که به این رقابت‌ها راه یابند در نظر گرفته شده‌است. به عنوان مثال؛ قبولی در دانشگاه و رشته­ی دلخواه بدون شرکت در کنکور سراسری و معافیت از خدمت سربازی برای دارندگان مدال طلای کشوری و استفاده از ۱۵ الی ۲۰ درصد تراز برای شرکت در کنکور برای دارندگان مدال­های نقره و برنز کشوری.

تا سال ۱۳۷۴ سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش مسؤولیت انتخاب، آموزش و اعزام تیم المپیاد را به عهده داشت و پس از تأسیس باشگاه دانش پژوهان جوان، این مسؤولیت برعهده این باشگاه قرار گرفت.

انتخاب اعضای تیم‌های مختلف با کمی تفاوت در شیوه اجرا برای همه رشته‌ها به تقریب یکسان است و شامل سه مرحله است. برای مثال تیم ملی المپیاد شیمی اینگونه انتخاب می‌شوند که در مرحله­ اول آزمونی در سطح کتاب­های دبیرستانی برای علاقمندان در کل کشور برگزار می‌شود و از بین دانش‌آموزانی که حد نصاب لازم را بدست آورده‌اند عده‌ای در حدود ۶۰۰ نفر انتخاب می‌شوند تا به آزمون مرحله دوم که سطح آن بالاترست راه یابند و در مرحله­ی دوم حدود ۴۰ نفر از بین آنهایی که موفق به گذر از سد آزمون مرحله دوم شوند برای دوره‌های آمادگی انتخاب می‌شوند.

افراد قبول شده در یک دوره­ی تابستانه در باشگاه دانش پژوهان جوان شرکت می‌کنند و در پایان دوره موفق به دریافت مدال‌های کشوری می‌شوند. مدال­های آنان بر اساس عملکردشان در طول دوره توزیع می­شود و در نهایت ۶ نفر از شرکت کنندگان به مدال طلای کشوری دست یافته‌اند به المپیاد بین المللی شیمی اعزام می­شوند.

البته چگونگی انتخاب و آماده‌سازی اعضای تیم و بطورکلی نگاه و برخورد مدیران آموزشی کشور به المپیاد منتقدان جدی و زیادی نیز دارد که می‌توان از نظرات آنها در مطبوعات و فضای مجازی آگاه شد ولی به نظر می‌رسد شیوه اجرای المپیاد و انتخاب تیم ملی چندان متاثر از نظر آنها نیست.

المپیاد سیاسی

برگزارگنندگان المپیادها علاوه بر اهدافی که پیش از این آمد، آشنایی دانش‌آموزان کشورهای مختلف با هم و بوجود آوردن نوعی دوستی بین ملت‌ها را از اهداف اصلی این رقابت‌ها می‌دانند و به نظر می‌رسد که در این زمینه هم تا حدودی موفق بوده‌اند. برای مثال می‌توان به رقابت دانش‌آموزان اسرائیلی و ایرانی با هم اشاره کرد؛ وضعیتی که حتی در مسابقات ورزشی هم شاهد آن نیستیم. البته همانند دیگر رقابت‌ها، برخی از کشورهای شرکت کننده در المپیادها، موفقیت در این مسابقات را فرصتی برای خودنمایی و نشان دادن دستاوردهای ایدئولوژیک و برتری خود بر دیگر کشورها در زمینه مدیریت کشورشان می‌دانند. ایران را نیز می‌توان در این گروه از کشورها جای داد.

ایران هم در این رقابت‌ها بطور فعال شرکت می‌کند و هم برخی از این مسابقات را میزبانی می‌کند. اما علاوه بر این، مسایل دیگری نیز در زمینه المپیادها وجود دارد که ذهن سیاستمداران ایرانی را به خود مشغول کرده‌است که شاید مهمترین آنها مهاجرت نخبگان المپیادی باشد.

"در سی و هشتمین المپیاد فیزیک که در اصفهان برگزار می‌شد تمهیدات ویژه امنیتی برای جلوگیری از حمله تندروها به دانش‌آموزان آمریکایی اندیشیده شده بود"

اگرچه آمار به روز و دقیقی از مدال‌آوران ایرانی که از کشور مهاجرت کرده‌اند، به فرض وجود، منتشر نمی‌شود ولی با جستجویی ساده می‌توان دید که به تقریب بیش از ۸۵ درصد صاحبان مدال طلای المپیادهای بین المللی هم اکنون در خارج از کشور به سر می‌برند. برای مثال تیم شش نفره ایران در سال ۱۳۷۷ در المپیاد جهانی ریاضی توانست پنج مدال طلا و یک نقره را بدست آورد ولی سهم ایران از این مدال آوران فقط یک نفر بود و باقی امروز در کشورهای سوئیس، فرانسه، کانادا و آمریکا کار و زندگی می‌کنند.

یا می‌توان به المپیاد فیزیک سال ۱۳۷۸ اشاره کرد که ایران در آن خوش درخشید و صاحب پنج مدال طلا شد و باز هم فقط یک نفر ایران را برای زندگی انتخاب کرد و باقی در آمریکا و کانادا ساکن شدند. متاسفانه این روندی است که با شروع المپیادها در ایران و اولین مدال آور ایران شروع شد و چندان امیدی به پایانش نیست. آنها بطور معمول پس از موفقیتشان در المپیاد دوره کارشناسی خود را در دانشگاه شریف یا تهران می‌گذرانند و برای ادامه تحصیل با بورسی در دست به دانشگاه‌های معتبر غربی می‌روند و پس از پایان تحصیلات در آنجا ماندگار می‌شوند.

دولتمردان و سیاست پیشگان ایرانی همدیگر را مقصر اصلی این وضعیت قلمداد می‌کنند و انگشت اتهام را بسوی همدیگر دراز می‌کنند. هر گروهی نیز به زعم خود برای حل این مشکل راه حل‌هایی ارائه کرده‌است. از دادن وام ازدواج و اولویت در طرح مسکن مهر و وام برای تاسیس شرکت‌های دانش بنیان گرفته تا بازبینی ضرورت شرکت یا عدم شرکت ایران در این رقابت‌ها.

بجز مسئله فرار مغزها یا نخبگان مسایل دیگری نیز هست که هر از چند گاهی ذهن سیاسیون ایرانی را مخدوش می‌کند. از آنجمله می‌توان به کشمکش‌های سیاسی بین ایران و آمریکا اشاره کرد که در دو نوبت موجب شد تا دانش‌آموزان ایرانی امکان حضور در رقابت‌های فیزیک و انفورماتیک را نیابند، یا به حاشیه‌های حضور تیم فیزیک آمریکا در سی و هشتمین المپیاد فیزیک که در سال ۱۳۸۶ در اصفهان برگزار شد، اشاره کرد.

ولی فارغ از بحث‌های سیاسی و تلخی مهاجرت نخبگان کشور، یکی از چیزهایی که در این برهه ایرانیان را به آینده امیدوار می‌کند شنیدن خبر موفقیت فرزندانشان در زمینه‌های مختلف علمی است و از آن جمله کسب رتبه‌های بالا در المپیادهای علمی که تازه‌ترین آنها موفقیت دانش‌آموزان ایرانی در المپیاد نجوم است.

ششمین کنگره ملی آسیب شناسی خانواده و دومین جشنواره ملی خانواده پژوهی

اردیبهشت ۱۳۹۳

تهران، دانشگاه شهید بهشتی

پژوهشکده خانواده

دومین همایش کاربردهای علوم شناختی در شرایط پرتنش

تهران - ۱۵ آبان ۱۳۹۲ - دانشکده پیراپزشکی دانشگاه شهید بهشتی

مهلت ارسال چکیده مقالات: ۳۱شهریور ۱۳۹۲

وب سایت همایش

جزئیات جنایات نخستین قاتل سریالی ایران

«33 قتل در 41 سال زندگی» این خلاصه زندگی اصغر بروجردی یا همان اصغر قاتل، اولین قاتل زنجیره ای ایران است که تیر ماه سال 1313 در میدان توپخانه به دار آویخته شد. داستان جنایات اصغر قاتل ابتدایش در عراق بود و انتهایش در ایران. زمانی که اصغر قاتل فهمید به خاطر تجاوز و قتل 33 پسر جوان و نوجوان قرار است اعدام شود گفت: «این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی سر و پا و خوشگل‌اند. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام.»

دومینوی وحشت در تهران 1312
زمستان سال 1312 برای تهرانی ها وحشت داشت. این موج ترس با کشف یک جسد بی سر در شترخان که نام بیابانی اطراف تهران بود آغاز شد. دهم دی ماه همان سال نصرت ا... 19 ساله به اداره تامینات (آگاهی) تهران رفت و از پیدا کردن یک جسد بی سر حوالی شترخان خبر داد. جسدی که نصرت ا... پیدا کرده بود سرآغاز کشف شدن چندین جسد دیگر شد.

در بررسی اولیه مامور ها زیر چهارطاق ساختمانی مخروبه جسد عریان و بی سر پسر جوانی که هویتش معلوم نبود پیدا شد. خیلی نگذشت که با کاوش در اطراف همان مخروبه جنازه سلاخی شده یک پسر نوجوان و سر بریده پسر بچه کم سن و سال نیز کشف شدند. خبر پیدا شدن این جنازه ها در تهران والدین را تشویق می کرد تا از بیرون رفتن بچه هایشان به تنهایی جلوگیری کنند.
دو ماه از آن حادثه گذشت و هنوز هیچ رد و سرنخی از قاتل و هویت افراد کشته شده به دست نیامده بود که خبر پیدا شدن جمجمه یک پسر جوان در میدان جلالیه سابق که همان پارک لاله امروزی تهران است ترس و وحشت را به جان تهرانی‌ها انداخت. پنج روز بعد پیدا شدن جسد جوانی 30 ساله در اطراف قنات امین آباد که همانند افراد قبلی به قتل رسیده بود پلیس (نظمیه) و دادگستری (عدلیه) را مجبور کرد تا جدی تر پیگیر قضایای قتل‌هایی باشند که گویا قرار نیست به همین زودی‌ها پایانی داشته باشد.

حمل راز جنایات در یک پیت حلبی
اوایل اسفندماه سال 1312 مامور جوانی متوجه مردی میانسال و قوی جثه‌ای  شد که یک پیت حلبی و یک پشته حمالی همراهش بود. مرد به مامور گفت که بامیه فروش است و پیت حلبی هم ابزار کارش است اما کاوش درون پیت حلبی چیز دیگری را نشان می داد. کشف چند دست لباس خونین و چاقویی که رد خون بر آن مشخص بود مرد بامیه فروش را در تله انداخت و باعث شد تا مسیر زندگی اش به اداره تامینات بیفتد.

مرد بامیه فروش که خودش را اصغر معرفی کرده بود ادعا کرد که لباس های خونی را حوالی حرم عبدالعظیم پیدا کرده است اما پرس و جو از همسایه های اصغر که ساکن کاروانسرای رضا خان بودند این گمان را ایجاد کرد که احتمالا اصغر همان قاتلی است که پلیس به دنبالش می گردد.

یکی از همسایه ها به ماموران گفت: «چند شب پیش اصغر با پسربچه ای به کاروان آمد و گفت که او برادر کوچک‌ترش است. آنها شب در کاروانسرا خوابیدند و صبح از آنجا رفتند اما وقتی که شب اصغر دوباره برگشت تنها بود و برادرش همراهش نبود. این لباس‌های خونی هم همان لباس هایی است که تن برادر اصغر بود.»

اعتراف اولیه اصغر به تجاوز و قتل «علی» که به گفته خودش قرار بود در کنارش شاگردی کند اولین برگ از صفحات بی پایان 33 قتلی است که 25 فقره آنها در عراق اتفاق افتاده و بقیه در ایران صورت گرفته بود.

یک دادگاه جنجالی
خرداد و تیر سال 1313 خبر دادگاه اصغر قاتل تنها خبری بود که دهان به دهان می گشت و پیگیری می شد. اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل به جرم تجاوز و قتل ده ها پسر جوان و نوجوان در دادگاه محاکمه شد. او در دادگاه عنوان کرد که جنایاتش را در سن 14 سالگی و در کشور عراق آغاز کرده بود تا اینکه عاقبت در سن 18 سالگی به جرم آزار و اذیت پسران نوجوان به 9 سال حبس محکوم شد. او پس از آزادی از زندان تصمیم گرفت پس از انجام دادن کارش قربانی هایش را سر به نیست کند. همین تصمیم سر آغاز فرار اصغر قاتل به ایران شد.

اصغر که در عراق به بچه ها تنقلات می‌فروخت و از این راه آنها را فریب می‌داد پس از آمدن به ایران و مستقر شدن در کاروانسرای رضاخان تصمیم گرفت کارهایش را با شغل بامیه فروشی از سر بگیرد. اصغر قاتل در تمامی جلسات دادگاهش از چگونه کشتن پسر بچه های بی گناه حرف زد.

چرا کشتم؟

سابقه کشت و کشتار در خاندان اصغر ریشه ای تاریخی دارد. پدربزرگش لطفعلی خان از راهزنان مشهور منطقه بروجرد و پدرش علی میرزا دزد و قاتلی بنام بود. علی اصغر خودش متولد عودلاجان تهران بود اما پس از کشته شدن پدرش به بهانه زیارت به عراق می روند و برای همیشه در بغداد ساکن می شوند.

اصغر در عراق در قهوه خانه برادرش کار می کرد و از همین طریق دست به جنایت می زد. «در عراق در قهوه‌خانه برادرم هر چه پول‌ می‌گرفتم خرج اطفال می‌کردم. مدتی هم آجیل می‌فروختم و با اطفال رابطه‌ برقرار می‌کردم تا این که به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولین آنجا و فریب دادن آنها، 9 سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد ولی قبول نکرد. دیگر همیشه با اطفال بودم تا این که یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم. هر شب پلیس در خانه می‌آمد و بودن مرا در خانه کنترل می‌کرد، تصمیم گرفتم به هر پسری‌ که تجاوز می‌کنم، او را به قتل برسانم در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم اغلب جنازه را در شط غرق‌ می‌کردم، برخی را هم به قدری ماهر شده بودم که پس از سر بریدن هیچ آثاری باقی  نمی‌گذاشتم آخرین‌ بچه را که می‌کشتم کودک دیگری مرا دید و به‌ طرف شرطه دوید که من از همانجا به ایران فرار کردم.»

روز محاکمه زمانی که رئیس دادگاه از اصغر پرسید: « مي‌داني كه نتيجه اين اعمال اعدام است؟» او پاسخ داد: « هر چه خدا نوشته همان است!»

اعدام در توپخانه

پس از صدور حکم اعدام اصغر قاتل و تایید آن در دیوان عالی تمیز، او در واکنش به این حکم گفت: «این‌ها یک عده بی پدر و مادر هستند؛ بی سروپا و خوشگل‌اند. وقتی که ریش آنها درآمد، دزدی می‌کنند. من با این‌ها دشمنی دارم. این‌ها دشمن مملکت هستند. به این جهت آن‌ها را کشته‌ام. من در خارجه که بودم از این‌ها خیلی بودند و خیلی از آن‌ها را کشتم. اینجا هم که آمدم، دیدم در اینجا هم هستند و آن‌ها را می‌کشتم.»

روز ششم تیرماه سال 1313 روزی بود که حکم اعدام اصغر قاتل اجرا شد.جمعیت بسیاری از شب قبل برای دیدن اعدام او در میدان جمع شده بودند. او که از صبح آرام و خونسرد بود به محض دیدن طناب دار به جای توبه و طلب عفو و بخشش گفت: «من چند ولگرد و مجهول الهویه را کشتم، شما به‌خاطر آن‌ها مرا می‌کشید؟»

منبع: وب سایت الف

ظلم، جهل و روانشناسی خاورمیانه

"چرا مذاکرات در خاورمیانه بیشتر با شکست مواجه می شود؟ اثر مناقشات درون گروهی و فرهنگ بر مذاکرات بین گروه ها" این عنوان یکی سخنرانی های ارائه شده در کنفرانسی پیرامون موضوعات بین المللی است که سال 2009 در دوبی برگزار شد. سخنرانی های دیگری هم بود؛ از فست فود و زندگی مدرن تا مهاجرت و زبان. اما سخنرانی سروش اصلانی، دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه نورث وسترن، از یک جهت متفاوت با قصه فست فود و زبان و مهاجرت بود. خاورمیانه فقط موضوعی مهم یا مشکلی مختص برخی کشورهای دنیا نیست. مسئله ای است که می تواند به "جهاد علیه مک دونالد" ختم شود، بررسی ریشه های لغات کتاب مقدس مسلمانان را موضوع مقالات روزنامه های کثیرالانتشار کند و سیاست های مربوط به مهاجرت در کشورهای غربی را تحت تاثیر قرار دهد. پرونده کش دار مذاکرات هسته ای ایران و 5+1، بهار عربی (یا در واقع همچنان که در مصر و سوریه و لیبی دیدیم تابستان داغ مردمان شن زار) و بمب های طالبان که هرجایی ممکن است بترکد همه روزه سرخط خبرهای رسانه ها است. بر قیمت نفت و در نتیجه اقتصاد جهانی اثر می گذارد، آدم هایی را شقه شقه می کند و البته توجه دانشگاهیان سراسر عالم را هم جلب می کند.

پژوهش های بین فرهنگی سروش اصلانی پیرامون مذاکره (negotiation) گوشه ای از تلاش های آکادمیک است برای فهم اینکه در این قسمت از کره زمین واقعا اوضاع چطوری است و چرا. اما مذاکره آنچنان که در پژوهش هایی از این دست می بینیم همیشه محدود به اقتصاد وسیاست و آدم هایی تر و تمیز پشت میز نیست. مذاکراتی فرهنگی هم همیشه در جریان است که ممکن است گاهی صدایش از مذاکرات رسمی واضح تر به گوش برسد.

پایان ناپذیری جنگ های صلیبی

"یک نظریه این است که باید اسلام را از دست مسلمانان، مسلمانان را از دست عربها، و عربها را از دست خودشان نجات داد."محمد قائد، ظلم، جهل و برزخیان زمین، صفحه 378

اگر قرار بر تماشای گفتگو ها و جنگ های فرهنگی با وضوح تصویر بالا و کیفیت صدای دالبی باشد، یکی از جاهای دنج و مناسب "ظلم، جهل و برزخیان زمین" به قلم محمد قائد است. قائد با کنار هم چیدن تصاویری از جمله زندگی و نوشته های ادوارد سعید، لزوم پوشیدن جوراب قرمز و کفش سبز توسط سفرای خارجی هنگام باریابی به محضر شاهان قاجار و کتاب بدون دخترم هرگز و تصویری که از ایرانیان به دنیا نشان داد، جدال فرهنگ ها و نیز خرده فرهنگ های درون هر کشور را در قالبی تاریخی و با تاکید بر روانشناسی اجتماعی ملت ها به تصویر می کشد. جدال هایی که گرچه در زمینه های فرهنگی جاری است بی ارتباط به منافع اقتصادی نیست:

"هیچ قومی برای نجات قومی دیگر از عادات ظاله زحمت لشگرکشی به خود نمی دهد اما زمانی که بداند کسانی مجسمه عظیم خرسی از طلای ناب می پرستند که بهای آن از هزینه اجیر کردن جنجگو بیشتر است، هدایت گمراهان را بر خود فرض می داند."

با وجود سر و صدای زیاد این منطقه چیز زیادی از مردمان خاورمیانه نمی دانیم. دیوید ماتسوموتو در مقدمه ای برای کتاب خاورمیانه: روانشناسی فرهنگی نظر می دهد جای خالی پژوهش هایی درباره مردمان خاورمیانه، آفریقا، جنوب غربی آسیا و آمریکای مرکزی و جنوبی بزرگترین حفره روانشناسی امروز است. مقایسه پژوهش های مقایسه ای در آمریکای شمالی، اروپای غربی و شرق دور تا حدی نظر این روانشناس-جودوکار را تائید می کند. و خاورمیانه به نسبت سر و صدا و دودی که خصوصا پس از یازده سپتامبر به پا کرده قطعا چشم گیر ترین بخش این حفره است. اگر این حفره را مصداق جهل بدانیم و اگر حرف قائد را بپذیریم که "اگر ظلم از کفر بدتر باشد، جهل از هر دو بدتر است"، اهمیت روانشناسی فرهنگی و بین فرهنگی در این بخش مصیبت خیز عالم بهتر مشخص می شود.

---

مردمان سرزمینی به نام پرشیا

توکیو، واشنگتن؛ و جای خالی تهران

کارگاه آموزشی محاسبات نورونی

مدرس: پویا پاکاریان (دانشگاه کارنگی ملون)

شهریور تا آبان 1392

پژوهشکده علوم شناختی

شهریه 300 هزار تومان

اطلاعات بیشتر

 

سرفصل مطالب:

Part 1: Neural Modeling

 Why we need differential equations

A review of the methods of solving ordinary differential equations

 Some ODEs that govern the electrical activity of neurons’ membrane

Part 2: Signal Detection Theory

 Signal, noise, bias

 d-prime: noise-driven vs. stimulus-driven electrical activity in neurons

 ROC curve, with an example on the tonic vs. burst modes of neurons

Part 3: Information Theory

 Entropy in neural spike trains

 Joint entropy and Conditional entropy

Mutual information of neural spikes and external stimuli

Part 4: Regression Analysis

 Mathematical basis of linear regression

 Logistic regression in psychophysics

Harmonic regression and Fourier analysis of neural electrical oscillations

---

درباره علوم اعصاب محاسباتی

لیست دروس دوره دکتری مدلسازی شناختی