با مستند سازانی که درباره
دوجنسی ها فیلم ساخته اند
عابس برهان متولد سال 63 است و فوق دیپلم سینما را از هنرستان روایت فتح گرفته. به گفته خودش، خواندن مطلبی درباره ترنسسکچوال ها در چلچراغ به قلم منصور ظابطیان، او را با این پدیده آشنا کرده و دیدش را نسبت به این آدم ها تغییر داده. او جزو نخستین کسانی است که درباره دوجنسی ها فیلم مستند ساخته. فیلم او درباره زنی چهل و چند ساله است که حالا (در فیلم) سه سال از عمل تغییر جنسیتش می گذرد. سوژه فیلم عابس زمانی که جنسیت مذکر داشت، راننده کامیون بود. فیلم کوتاه "غ قبر" و فیلم مستند "زندگی" از دیگر آثار عابس برهان اند. حمید هنری متولد سال 56 و فارغ التحصیل کارگردانی سینماست. او پیش از ساخت فیلمش با موضوع دوجنسی ها، مستندی در این باره دیده بود. یک دیدار تصادفی با یک دوجنسی، جلوی دفتر روزنامه محل کار حمید، او را به سرنوشت آن شخص علاقه مند می کند. ایده فیلم او بعد از همراهی هایی که حمید هنری با سوژه اش در مسیر درمان دارد، شکل می گیرد. بنابراین او سه روز قبل از عمل جراحی سوژه اش، با دوربین او را همراهی می کند. فیلم های کوتاه "توالی" و "چهارراه" و مستند کوتاه "مدارهای تهران" از دیگر فیلم های حمید هنری هستند. مستند بلند او با نام "سینماتوگراف ایرانی" برای تدوین، زیر دست بهمن کیارستمی است.
حسام الدین مقامی کیا: خیلی از دوجنسی ها بعد از این که تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار می گیرند دوست ندارند دیگر با هویت قبلی شناخته بشوند. حتی گاهی از محل سکونتشان به جای دیگری کوچ می کنند. حالا این که شما تصاویری از این افراد تهیه کرده اید تا نمایش عمومی داده شود، برای خود سوژه های شما مشکل ساز نمی شود؟ برای آینده شان؟
حمید هنری: خیلی از این بچه ها جلوی دوربین نمی آیند. ولی آنهایی که می آیند خیلی دوست دارند دیده شوند.
مقامی کیا: یعنی می خواهند با همین ویژگی "ترنس سکچوال" دیده بشوند یا یه عنوان یک بازیگر؟
هنری: بیشتر می خواهند در این موقیعتی که هستند دیده شوند. یک جور داد زدن است.
عابس برهان: من یک سال و نیم تا دو سال با این بچه ها کار کرده ام. یک سری از آنها دلیل اصلی شان برای نیامدن جلوی دوربین این است که "من هیچ مشکلی ندارم که می خواهید از شخصیتم فیلم بسازید." نمی خواهند گذشته آنها و شکل و شمایل فعلی شان را جذاب کنیم. به یک سری هم ممکن است گفته باشند که ممکن است چنین فعالیتی به سوء استفاده منجر شود. شخصیتی که جلوی دوربین من آمد، ابایی از مطرح کردن گذشته اش نداشت، ولی روی این که اسم سابقش عنوان شود حساس بود، چون ممکن بود عده ای او را بشناسند. ولی بیشتر به این خاطر جلوی دوربین آمد که این تیپ آدم ها شناخته شوند و به بقیه دوجنسی ها کمک شود.
البته من موردی هم داشته ام که با هم صحبت کردیم و قرار شد با هم کار کنیم. دختری بود که می خواست پسر شود. قبل از عمل جراحی ما یک عالمه تصویر از او گرفتیم، ولی بعد از عمل جا زد.
مقامی کیا: فکر می کنید دلیلش چه بوده؟
برهان: به خاطر اینکه دوست داشت مثل بقیه آدم ها باشد و هیچ فرقی بین خودش و بقیه نداند.
هنری: بعضی از آنها با این تیترهایی که ما می گوییم، مثلا "هویت"، درگیر نیستند. درگیر رسیدن به آرزویشان هستند.
مقامی کیا: این آرزو همان تغییر هویت نیست؟
هنری: "تغییر هویت یک کلمه است." ما داریم با کلمات بازی می کنیم. هویت برای آنها اصلا معنی ندارد. آنها "دوست دارند" و "لذت می برند" که جنسیت دیگری داشته باشند. درصد کمی از آنها هستند که به "هویت" می رسند. من سوژه ای را که ما کار می کرد برده بودم توی کفش قروشی و داشت از "آرزوی" پوشیدن کفش زنانه می گفت. سه روز دیگر قرار بود عمل شود و به فروشنده می گفت وعده بگذاریم برای دو ماه بعد که من بیایم و کفش زنانه پاشنه شش سانتی که "آرزوی" پوشیدنش را دارم بخرم.
مقامی کیا: انتخاب این قبیل سوژه ها، شانس جلب توجهات رسمی را از شما نمی گیرد؟ این که فیلم امکان پخش گسترده نداشته باشد یا چیزی شبیه این؟
برهان: ما بعد از ساخت فیلم یک اکران خصوصی در سینما تک موزه هنرهای معاصر داشتیم و بعد هم چند جای دیگر. ولی شخصیت فیلم ما با این که دوست داشت فیلم پخش شود، موافق پخش آن از تلویزیون نبود و با این که گویا تلویزیون هم درخواستی برای پخش فیلم از تهیه کننده داشته ولی ما به دلیل تعهد اخلاقی این کار را نکردیم.
هنری: من فکر می کردم که چرا سه چهارتا از ما جوان های 25 تا 30 ساله رفته ایم سراغ این موضوع. یک سری آدم ها دارند توی ایران، تیتر "اجتماعی سازترین" فیلم سازان را می خورند و جلو می روند. چرا سراغ این سوژه ها نمی روند؟ آیا ما جراتمان بیشتر است؟ من فکر نمی کنم جرات بخواهد. من را در حال فیلمبرداری گرفتند ولی خیلی راحت مجوز نشان دادم و ماجرا را برایشان توضیح دادم. چرا بازیگر حرفه ای ما که کلی هم اطلاعات عمومی دارد وقتی با او صحبت می کنم، نگاه بدی به این آدم ها دارد؟ چرا وقتی با تهیه کننده نامبروان مملکتمان در این باره صحبت می کنم، می گوید: "همچین چیزهایی هم هست!؟"
برهان: برای همین "تهیه کننده" هم که حمید می گوید ما کم بدبختی نکشیدیم. آقای حبیب الله کاسه ساز، پانزدهمین تهیه کننده ای بود که سراغش رفتم و قرار شد که با او کار کنم. خیلی ها که قبلا با آنها کار کرده بودم و پسشاپیش هم گفته بودند بیا ما با تو کار می کنیم، این سوژه را قبول نکردند. مثلا می گفتند: من تا حالا فلان تیپ کارها را کرده ام و حالا اگر این کار بیاید در شناسنامه من، برای من خوب نیست.
هنری: تصویربرداری که قرار شد با من کار کند، فرار کرد! بعد از نیم ساعت گفت: من نمی توانم این کار را بکنم. برای تصویر بردار اتاق عمل هم همین اتفاق افتاد. من خودم همه تصویرها را گرفتم. در صورتی که تصویربردار نیستم.
مقامی کیا: دلیل تصویربردار اول چی بود؟
هنری: نمی توانست با سوژه ارتباط برقرار کند. سوژه از او خیلی دور بود. بعد هم پدرش حساسیت داشت و می گفت اگر پدرش بفهمد برایش بد می شود. من می گویم کار را دوست نداشت. کسی که کارش تصویربرداری باشد، از هر چه از او بخواهند فیلم می گیرد. همه کارهای فیلم را خودم کردم. دیگر تهیه کننده خودم بودم. تا این که به مرحله تدوین رسیدم و پولم تموم شد و کار تا الان خوابیده.
مقامی کیا: شما هم می توانستید مثل آقای برهان دنبال تهیه کننده بگردید. چرا این کار را نکردید؟
هنری: سراغ یکی دو نفر رفتم. ولی بعضی ها را هم می دانم نگاهشان چیست، پس نرفتم سراغشان. با بعضی ها هم دیالوگ های ضمنی داشتم و دیدم که زیاد این کاره نیستند. یک ترس از این سوژه وجود دارد. نمی دانم چرا من نوعی، که تهیه نیستم و دفتر و دستک ندارم، این ترس را ندارم. ضمن اینکه من در تحقیقاتم با یکی از دوستان برخورد کردم که پزشک عمومی است. وقتی خواستم درباره موضوع فیلم از او سوال بپرسم، نمی دانست "ترانسسکچوال" چیست و نمی توانست به من جواب بدهد. به او گفتم که واقعا متاسفم که اطلاعات من، بیشتر از تو پزشک عمومی است، یعنی به شما دو واحد هم در دانشگاه در این باره درس نمی دهند؟ لااقل می شود این فیلم ها را برای دانشگاه ها ساخت. گفتم با ساختن این فیلم شاید بشود کاری کرد.
مقامی کیا: شما در فیلمتان سعی کرده اید روی بیماری این افراد متمرکز باشید یا شخصیت خودشان هم برایتان اهمیت دارد؟
برهان: فیلم من در واقع دو اپیزود بود که یکی از آنها هنوز تدوین نشده. اپیزود اول درباره کلیت ماجراست. ما با چندین و چند نفر مصاحبه داشتیم. درباره تفریح روزمره این بچه ها، این که روزشان را چطور می گذرانند و پاتوق هایشان کجاست. یک مقدار هم چاشنی پزشکی قاطی اش بود و از لحاظ پزشکی و همین طور از لحاظ شرعی، قضیه را بررسی کرده بودیم. اپیزود دوم درباره شخص خاصی بود؛ شخصیت روحی و وضعیت زندگی او قبل از عمل و بعد از آن، زندگی خانوادگی اش، زندگی اجتماعی و اقتصادی اش. من واقعا با آن آدم زندگی کردم. شش هفت ماه به خانه اش می رفتم. با این که اولش یک کمی هم ترس و دلهره داشتم که حالا من بروم توی این جمع چه می شود. ولی بعد دیگر برایم ناهار می پخت یا با هم بیرون می رفتیم.
مقامی کیا: در میان آدم هایی از این دست که شما دیده اید، به کسی برخورده اید که استعداد یا توانایی ویژه ای داشته باشد؟
برهان: خیلی هایشان این طورند. یکی از آنها که من می شناختم، فوق لیسانس کامپیوتر داشت و در یک شرکت خیلی بزرگ کامپیوتری، کار وب سایت و مولتی مدیا انجام می داد. ولی چون برایش رضایت خانواده اش اهمیت داشت نمی رفت جلو که عمل جراحی کند. وگرنه از لحاظ مالی موقعیتش را داشت و وضعش خیلی خوب بود. توی این آدم هایی که من برای فیلمم دیدم، آن آدم یک چیز دیگر بود و الان خیلی دوست دارم بدانم که عاقبتش چی شده. خیلی وقت است که ازش خبر ندارم.
هنری: اگر شرایط اجتماعی کشور ما جوری بود که آدم ها می توانستند زندگی معمولی شان را بکنند خیلی خوب بود. در کشور ما شرایط به گونه ای است که عده ای سروقت پدیده ای می روند به اسم "تغییر جنسیت"، این پدیده برای اجتماع ما قابل هضم نیست. برای این آدم ها نقصان روحی طی سال ها اتفاق می افتد و یک جوری غیر معمولی می شوند. این رئال قصه است. شاید یک جاهایی، رنگی و خیلی دوست داشتنی بشوند و از اینکه بنشینی و با آنها حرف بزنی خیلی هم لذت ببری.
برهان: به خاطر ذهنیتی که اجتماع به این آدم ها دارد، به ما هم که درباره اینها فیلم می ساختیم با دید دیگری نگاه می کردند. مثلا با این عنوان که شما آدم های درست و حسابی ای نیستید که دارید همچین کاری می کنید.
هنری: خود من وقتی به دوستانم می گفتم دارم می روم سر تصویربرداری و آنها از من می پرسیدند کجا؟ نمی توانستم به بعضی از آنها بگویم. چون ظرفیت پذیرش این بحث را ندارند.
مقامی کیا: خود من برای اینکه تلفنی با شما دو نفر قرار بگذارم سعی می کردم زمانی تلفن کنم که رفقا دور و برم نباشند. من نمی دانم هر کدام از آنها چه تصویر وتصویری از واژه "ترنسسکچوال" دارند. وقتی پزشک عمومی ما چیزی دراین باره نمی داند تکلیف بقیه معلوم است.
برهان(با خنده): پدر من هم نزدیک بود سر ساختن این فیلم من را عاق کند.
مقامی کیا: در این سبک فیلم سازی، احتمال اینکه فیلم ساز، دستخوش تاثیرات حسی قوی بشود زیاد است. مثلا نگرانی از وضعیت سوژه اش یا دلسوزی عمیق برای او، حتی عصبانیت یا چیزهایی از این دست. این تجربه ها سراغ شما هم آمد؟
هنری: سوژه، من را کنترل نکرد. من به این فکر می کردم که سوژه مرا مرعوب نکند. البته جاهایی به چیزهایی فکر می کردم. ما می توانستیم زوایای مختلفی از بعضی ماجراها را به تصویر بکشیم و به قول یک سری از دوستان فیلممان پولساز بشود. ولی من این کار را نکردم، چون به سوژه ام احترام می گذارم.
مقامی کیا: مثلا شما نگران نبودید که به خاطر کار شما، محدودیت های بیشتری برای سوژه تان ایجاد شود یا حساسیت روی او بیشتر شود؟ با خودتان کشمکش نداشتید؟
هنری: وقتی تو داری یک کاری را می کنی، یک چیزهایی را باید از دست بدهی. من دو سال از وقتم را از دست دادم، نتوانستم یک فیلم دیگر کار کنم. دورنمای من این است که فیلم بلند کار کنم و می توانستم در این مدت فیلم کوتاه با استار بسازم، ولی وقتم را گذاشتم برای موضوعی که ته نداشت. خروجی نداشت؛ مثلا خروجی مالی. یک چیزهایی را از دست دادم. سوژه من هم باید یک چیزهایی را از دست می داد تا نهایتا تحت عمل جراحی قرار کرفت. بعد هم من چون خودم آدم حسی ای هستم، در جاهای مختلفی آمدم تست زدم، به او می گفتم: من و تو داریم این بحث را پیش می بریم و تو بعد، دختر خواهی شد و من یک پسرم.
برهان: من اوایل فیلم با دیدن مشکلات این بچه ها از لحاظ روحی اذیت می شدم. ولی از یک جایی دیگر نه. چون دلم به این خوش بود که از طریق این کارم می توانم به آنها ادای دین بکنم.
مقامی کیا: من جایی مطلبی خواندم که گفته بود درصدی از این افراد دست به خودکشی می زنند. شما این را می دانستید؟
هنری: این اتفاق های بعد از عمل جراحی است.
برهان: چند روز پیش در بیمارستان ایرانشهر همایشی درباره بیماری ترنسکچوال در ایران بود. گویا آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد، ولی ظاهرا بخش محدودی از آنها بعد از عمل جراحی دست به خودکشی می زنند. دلیلش هم این است که خیلی از آنهایی که تحت عمل قرار گرفته اند، دوجنسی واقعی نبوده اند و تحت تاثیر یک سری اتفاقات، ترجیح داده اند این کار را بکنند. شاید فقط 20 درصد کسانی که درخواست جراحی می کنند، دوجنسی واقعی باشند. این آمار خودکشی هم مربوط به همان 80 درصدی است که دوجنسی واقعی نیستند. بین واقعی ها خیلی کمتر این اتفاق می افتد. بحث اساسی روان شناسی اینها بعد از عمل است. قبلش هم به آنها گفته می شود که بعد از عمل باید یک دوره روان شناسی را بگذرانید، ولی خیلی هایشان نمی روند و می گویند ما کارمان را کردیم و به آن چیزی که می خواستیم رسیدیم. ولی حتما باید بعد از عمل روان شناسی شوند.
هنری: من هم در تحقیقات و تجربیاتم به چنین مواردی برخورد کرده ام. مثلا کسی که عمل کرده، وقتی اسم پسرانه قبلی اش را صدا می کنیم می فهمد و عکس العمل نشان می دهد، ولی وقتی اسم دخترانه جدیدش را صدا می زنیم...روح هنوز پسر است!