دعوت به همکاری

انجمن علوم اعصاب ایران در راستای آشنایی دانش­  آموزان مقطع دبیرستان با علوم اعصاب، ترویج پژوهش­های مرتبط با علم اعصاب در سطح دانش ­آموزی و آماده­ سازی دانش ­آموزان مستعد و علاقمند  جهت شرکت در مسابقات داخلی و بین ­المللی اقدام به تاسیس کمیته دانش ­آموزی در این انجمن نموده است. از دانشجویان و فارغ­ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای علوم اعصاب و رشته­ های مرتبط که علاقمند به فعالیت در این کمیته هستند دعوت می­شود تا رزومه خود را تا تاریخ 15 بهمن به نشانی اینترنتی studentc@inss.ir ارسال نمایند.

نشست علمی

The role of analogy in cognitive science

صدیقه همت پوری فرخی (دانش آموخته هوش مصنوعی، دانشگاه Southampton، انگلستان)

پنج شنبه 3 بهمن 1392 ساعت 13

پژوهشکده علوم شناختی (ولیعصر، بالاتر از زرتشت، کوچه پزشک پور، پلاک 18)

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

 

احتمال انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت

معاون آموزشی وزارت بهداشت از تشکیل کارگروه مشترک با وزارت علوم درباره رشته های دانشگاهی مرتبط با سلامت خبر داد. 

دکتر سیدامیرمحسن ضیایی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: برخی از رشته های دانشگاهی که با سلامت و درمان مرتبط هستند در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم قرار دارند که برخی از آنها پیش از تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و از گذشته در این دانشگاهها موجود بوده و برخی نیز به تازگی در دانشگاهها مانند دانشگاه علمی کاربردی به تصویب رسیده است. 

ضیایی یادآور شد: ما در وزارت بهداشت ابتدا نامه ای به وزارت علوم نوشتیم و خواستار روشن شدن وضعیت این رشته ها شدیم و در ادامه جلسه ای با حضور معاون آموزشی وزارت علوم و مدیران مربوطه در این زمینه برگزار شد. 

وی خاطرنشان کرد: هر رشته ای که مرتبط با سلامت و درمان مردم باشد مطابق قانون باید به مجموعه دانشگاه های وابسته به وزارت بهداشت منتقل شود. 

معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به تشکیل کارگروه مشترک با وزارت علوم گفت: این کارگروه برای بررسی رشته ها و مشخص کردن فیلد (زمینه) آموزشی آنها تشکیل شده است و تمامی رشته ها را بررسی کرده و در صورتی که رشته ای با سلامت ارتباط داشته باشد به وزارت بهداشت منتقل می شود. 

ضیایی اظهار داشت: نکته مهم در رشته های مرتبط با سلامت نداشتن فیلد مرتبط با سلامت و درمان است به طور مثال روانشناسی بالینی از نام اش مشخص است که باید بخش آموزشی بالینی داشته باشد و در غیر این صورت آموزش ناقص می ماند. 

وی درباره رشته های مرتبط با سلامت در دانشگاه علمی کاربردی گفت: این رشته ها نیز همچون دیگر رشته ها مجوز خود را از شورای گسترش وزارت علوم دریافت کرده اند و برنامه مصوب دارند از این رو در همان کارگروه متشکل با وزارت علوم درباره آنها تصمیم گرفته می شود. 

منبع: خبرگزاری مهر

آخرین وضعیت بازنگری سرفصلهای روانشناسی

رئیس کارگروه روانشناسی شورای تحول علوم انسانی از افزایش گرایش های رشته های روانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری خبر داد.

علی فتحی آشتیانی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت بازنگری سرفصل های رشته روانشناسی گفت: بازنگری سرفصل های روانشناسی در مقطع کارشناسی به پایان رسیده و در سال جاری برخی دانشگاه‌ها با برنامه جدیدی که شورای تحول برنامه ریزی روانشناسی ارایه داده بود کار را آغازکرده اند.

بازنگری سرفصل های ارشد و دکتری روانشناسی

وی ادامه داد: مابقی دانشگاه‌ها نیز از سال آینده براساس سرفصل های بازنگری شده برنامه خود را شروع می کنند. اکنون مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی درحال بازنگری است.

افزایش گرایش های روانشناسی به بیش از 20 گرایش

رئیس کارگروه روانشناسی شورای تحول علوم انسانی تصریح کرد: برنامه شورای تحول روانشناسی حذف گرایش های این رشته در مقطع کارشناسی و افزایش گرایش ها و تخصصی شدن روانشناسی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری است.

وی ادامه داد: در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی قرار است گرایش ها به بیش از 20 گرایش افزایش پیدا کند.

آشتیانی افزود: اگر در مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی وجود دارد در مقطع دکتری تخصصی های روانشناسی بالینی مانند روانشناسی بالینی کودک، روانشناسی سلامت،  روانشناسی قانونی و دیگر گرایش ها به صورت تخصصی تر ارایه می شود.

برنامه ریزی یک ساله برای اتمام بازنگری ها

وی ادامه داد: برنامه شورای تحول این است که تا یک سال آینده برنامه بازنگری سرفصل های مقطع کارشناسی ارشد و دکتری را با همکاری گروه‌های روانشناسی و مشاوره سراسر کشور بازنگری کند.

همکاری گروه های روانشناسی و مشاوره سراسر کشور با شورای تحول

رئیس کارگروه روانشناسی شورای تحول علوم انسانی تصریح کرد: گروه های روانشناسی و مشاوره بسیاری از برنامه را نوشته و به شورای تحول ارسال می کنند و این برنامه ها مورد بازبینی قرار می گیرد و با شاخص هایی  که برای دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری تعیین شده مطابقت داده می شود اگر منطبق بر شاخص های موجود بود می توان آن دوره ها را اجرا کرد.

تخصص شدن روانشناسی در مقاطع ارشد و دکتری

وی با اشاره به گرایش های موجود مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی گفت: درحال حاضر گرایش های روانشناسی بالینی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، روانشناسی صنعتی سازمانی، روانشناسی کودکان استثنایی، روانشناسی شخصیت، روانشناسی سلامت و خانواده درمانی در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری وجود دارد.

ایجاد رشته های جدید روانشناسی

وی ادامه داد: با توجه به حفظ رشته های موجود قرار است دراین دو مقطع رشته های جدیدی مانند روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی مثبت، روانشناسی ورزش، روانشناسی تحولی، روانشناسی مشاوره، روانشناسی خانواده، روانشناسی دین، روانشناسی شناختی و گرایش های دیگر با توجه به نیاز جامعه ایجاد شود.

افزایش گرایش های رشته مشاوره

رییس کارگروه روانشناسی شورای تحول علوم انسانی همچنین از افزایش گرایش‌های رشته مشاوره خبر داد و گفت: قرار است گرایش های مشاوره مانند مشاوره خانواده، مشاوره  تحصیلی، مشاوره شغلی، مشاوره توانبخشی نیز افزایش یابد.

ایجاد کارگروه تخصصی برای تمام گرایش های روانشناسی

وی ادامه داد: امسال برای تمام گرایش ها یک کارگروه تخصصی با حضور هفت عضو هیات علمی دانشگاه ایجاد می شود تا به صورت تخصصی دراین حوزه‌ها فعالیت می کنند.

منبع: خبرگزاری مهر

مرکز مشاوره پژوهشکده علوم شناختی

مشاوره در زمینه اضطراب امتحان

 

دکتر مریم خاکسار

کارشناس پژوهشی سازمان سنجش

 

 

خ ولیعصر، بالاتر از زرتشت، کوچه پزشک پور، پلاک ۱۸

۸۸۸۰۲۰۶۳ داخلی ۸

نگاه دقیق به روانشناسی

دانشجوی روانشناسی: "نگاه دقیق به روانشناسی" یادداشتی است به قلم دکتر شهرام وزیری به تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۹۲ در روزنامه مردم سالاری.

یادداشت بر خلاف عنوانش چندان دقیق نیست. هست؟

خطاب به رئیس جمهور نوشته. چقدر احتمال دارد رئیس جمهور یادداشت یک روانشناس در روزنامه مردمسالاری را بخواند؟

نوشته ضعیف است یا ویراستاری اش یا هردو؟ یا من توانایی درک مطلب ضعیفی دارم؟

---

اجازه بفرماييد بدون مقدمه عرض کنم که ما روانشناسان در سال‌هاي گذشته از چند گروه آسيب ديديم، آنها که با گفتن کلماتي تحريک برانگيز در بياناتشان مانند اختلالات «روحي رواني» و يا «انفعالات روحي» و همانند آنها در مباحث روان‌شناختي، حساسيت متخصصان مرتبط باعلوم روحي را برانگيختند که چه نشستيد که اينها در رابطه با روح کار مي‌کنند و گروه دوم که جديدترين کتاب مورد مطالعه‌شان آيين دوست يابي وين داير بود! و از روانشناسي همانقدر مي‌دانستند که اساتيد چهار نسل قبل علوم انساني و نه روانشناسي! و در نتيجه روانشناسي را از منظري معرفي مي‌کردند که در حال حاضر در آن منظر نيست و گروه سوم متخصصاني که با قرائت ورا انساني، به انفعالات رفتاري آدمي، لباسي مي‌پوشاندند که ما روان‌شناسان هيچ اطلاعي از آن نداشتيم. اين متخصصين در يک ترجمه غلط، علم‌النفس را روانشناسي پنداشتند و غافل از فاصله مياه ماه ما و ماه گردون حتي مقايسه‌هايي هم بين نفس اماره و لوامه و مطمئنه با ايد، ايگر و سوپرايگوي فرويد کردند گاهي هم جن را همان ژن دانستند که به علت نبودن «ژ» در زبان عربي به جن معروف شده! در کنار اين بازار آشفته فرصت طلباني هم بودند که به دنبال سوت اخطار مقام معظم رهبري، به دنبال مصادره و حتي تعطيل کردن کل بازي برآمدند و خواستند روانشناسي را به علم‌النفس خويش، بدل کنند.

جناب رئيس‌جمهور، کمترين نگاهي به کتاب‌هاي معتبر و دانشگاهي در خارج و داخل کشور که اقبال جهاني دارند، نشان مي‌دهد که روانشناسي صرفا در رابطه با رفتار و فرايندهاي «مغز بنياد» عمل مي‌کند ما با تحريک قسمت‌هايي از مغز توليد لذت مي‌کنيم، نقش قطعه پيشاني را در رفتارهاي پرخاشگرانه و تبديل يک انسان سالم به موجودي ناسازگار شرح مي‌دهيم، تاثير داروها را بر بنياد فرايندهاي شيميايي و مبتني برفعاليت نوروترانسميترها توضيح مي‌دهيم، با بايوفيديک برکنش‌هاي بدني تاثير مي‌گذاريم، در الزهايمر به دنبال بنيادهاي زيستي حاکم برآنيم، در تشخيص يادداد مي‌دهيم که اول دو سوال را پيگيري کنيد آيا يک مساله طبي مي‌تواند اين شرايط را ايجاد کند و آيا مصرف يا سوء مصرف يک دارو مي‌تواند منجر به اين حالات شود تازه اگر قرايني نداشتيد اطمينان داشته باشيد که موضوع يک پديده «مغز بنياد» است. حتي فرويد هم جاي سازه‌هاي نظري خود را در مغز مي‌دانست! روانشناسي را با چه چيزي اشتباه گرفتند نمي‌دانم ولي مطمئن هستم قرائت آنها حتي نزديک به روانشناسي هم نيست. عنوان روانشناسي آنها را به اين اشتباه انداخته، ما ذره‌اي از روان بدون مغز اطلاع نداريم، روان مورد نظر ما صرفا يک سازه عاريتي غلط انداز ولي مصطلح است که هدف از آن صرفا رفتار و فرايندهاي ذهني «مغز بنياد» است.

آنچه در ظاهر اين اقدام وجود دارد بدون يک صفحه سند معتبر علمي و حکم اجراي الزامي پنج ساله که همه مي‌دانيم حتي اگر مانند بسياري از برنامه‌هاي دولت قبلي توسط دولت فعلي متوقف شود ادامه آن تا فارغ‌التحصيلي آخرين گروه يعني چهار سال بعد از پنجمين سال، حداقل 10 سال طول خواهد کشيد! در کنار چاپ برخي از عناوين جديد درسي گرايش جديد توسط برخي از موسسات و حتي تربيت برخي مدرسين توسط آنها اين اقدام را بيشتر به يک اقدام سياسي شبيه مي‌کند تا يک استنتاج علمي مبتني بر بيانات مقام معظم رهبري.

 از طرفي ساير ادله اين گروه نيز مانند بقيه حرف‌هايشان بسيار سست و کم قوا است و بسان شبنم يخ زده با اولين نور صبح‌گاهي آب مي‌شود. مثلا مي‌گويند روش قبل افراد با سوادي ايجاد نمي‌کرد، اگر چنين است آيا با کاستن 16 واحد از همان واحدهاي قديمي آن هم در درس‌‌هاي اصلي و جراحي که عمل جراحي خودش را با نام خدا شروع مي‌کرد، يک جراحي اسلامي انجام مي‌دهد، پزشکي که با ياد خدا تيروئيد يک بيمار را معاينه مي‌کند چه بداند در گذشته به اين پديده غمباد مي‌گفتند و چه نداند طبيبي مسلمان است. روانشناسي که وسواس يک بيمار را درمان مي‌کند روح وسواسي او را دستکاري نمي‌کند، جراحي که با فشردن يک قطعه از مغز خاطره خوشي را به ياد بيمار مي‌اندازد يا او را به خنده واميدارد خداي ناکرده روح او را قلقلک نداده است، به همين منوال بزرگواري که از غريزه جنسي صحبت مي‌کند و نمي‌داند که رفتارهاي انسان فاقد مفروضه‌هاي لازم براي غريزه‌اند چون در تمام نوع انسان يکسان نيستند، از نسلي به نسل ديگر عينا منتقل نمي‌شوند و يادگيري در آن تاثير ندارد، با اين ادعا انسان را به رده حيوانات پرتاب نمي‌کند و يا تعريف جهاني غريزه را تغيير نمي‌دهد. اسامي فقط اسم هستند مانند قصه مابعدالطبيعه که از چه ‌به چه رسيد! راستي الان بسياري از دانشگاهيان در گروه مابعدالطبيعه مدرک مي‌گيرند اما آيا چيزي از مابعدالطبيعه مي‌دانند؟

مدتي است که با جرح و تعديل دروس روانشناسي، موجودي را خلق کرده‌اند که در نوع خود پديده جالبي است. آنها گرايش‌ها را از دوره کارشناسي برداشته‌اند تا به شيوه لباس‌هاي متحدالشکل مائويي همه کارشناسان در اقدامي هماهنگ به صورت عمومي سري دوزي شوند. انگار اين مملکت نياز به کارشناس روانشناسي کودکان استثنايي ندارد، يا مدارس نياز به کارشناس روانشناسي مشاوره و صنعت به کارشناس روانشناسي صنعتي و سازماني و يا مراکز خدمات درماني به کارشناس روانشناسي باليني. اين گروه اعتقاد دارند در بسياري از کشورهاي پيشرفته اوضاع به همين منوال است. اما پارادوکس اينجاست که همين ادعا با ذات اين اقدام متناقص است چون اين اقدام مثلا براي اسلامي کردن و تفکيک نگاه غربي انجام گرفته به الگوسازي از آن! و در تقابل با تمام ادعاها و توجيحاتي است که همگي بعد از انقلاب و با عنايت به احساس نياز برنامه‌ريزان موجب پديد آمدن اين گرايش‌ها شده‌اند!

تخصصي احتمال باسواد شدن آنها را افزايش داده‌اند!؟ مي‌گويند مسخره بود، اول دانشجو کارشناس باليني مي‌شد سپس ارشد روانشناسي عمومي مي‌گرفت و بعد در دکتراي تربيتي فارغ‌التحصيل مي‌شد. به نظر شما اگر مسجدي يک در داشته باشد و احيانا ازدحام جمعيت موجب فشار زن و مرد شود بايد در مسجد را بست يا دري براي آقايان يا خانم‌ها ايجاد کرد؟ عقل سليم حکم مي‌کند که داشته‌هايمان را اصلاح کنيم پس بهتر است به جاي سري‌دوزي اعلام کنيم مثلا با کارشناسي باليني فقط مي‌توانيد در ارشد باليني شرکت کنيد و به همين منوال فقط در دکتراي رشته‌هاي باليني حضور يابيد. در اين رابطه لازم نيست درگير قسم‌هايشان باشيم دم خروس حکايت کند ز سر ضمير! آيا اين بزرگواران فکري به حال کساني که با رشته جغرافيا، مهندسي برق، الکترونيک، کشاورزي براي ارشد باليني، مشاوره يا... شرکت مي‌کنند کرده‌اند! کدام گروه ارجح هستند کارشناسان روانشناسي باليني در ورود به روانشناسي عمومي يا کارشناسان رشته کشاورزي در ورود به ارشد باليني!؟ اينها مي‌گويند با کارشناسي نمي‌توان در کارهاي باليني دخالت کرد، اينها چه برنامه‌ريزان تحليلگري هستند که نمي‌دانند پرستاران، ماماها، فيزيوتراپيست‌ها، راديولوژيست‌ها، کارشناسان آزمايشگاه‌ و... همگي کارشناسند و چرخ ماشين بهداشتي کشور بدون آنها نمي‌چرخد؟!

جناب رئيس‌جمهور، اينجانب به عنوان يک روانشناس که بيش از بيست و چهار سال است که در تربيت روانشناسان افتخار معلمي دارد، مي‌دانم که در اين شرايط درخواست از وزارتين علوم و بهداشت و درمان جبهه جديدي را براي مقابله با آنها گشودن است از جنابعالي انتظار دارم در تدبيري شايسته با متوقف کردن دستورالعمل ضربتي موجود، اجازه بازبيني دقيق و علمي اين تغيير را فراهم سازيد، حضرتعالي بهتر از هرکسي مي‌دانيد که در هر تغييري بايد معلوم کنيم که قرار است به کجا برسيم، بعد معلوم کنيم که از چه راهي قرار است به اين هدف برسيم، سپس معلوم کنيم که جايي رسيديم از کجا معلوم است که هدف ما را تامين خواهد کرد و وسيله سنجش رسيدن ما به آن هدف چيست؟ تازه بعد از همه اين تدابير بايد مکان يا مکان‌هاي آمايش را معلوم کنيم تا اگر به هدف نرسيديم تمام داشته‌هايمان را نيز قرباني ادعاهايمان نکرده باشيم. اين طرح امتحان خود را نداده و فارغ‌التحصيلان خود را نپرورانده و با فارغ‌التحصيلان موجود مقايسه نشده براي 10 سال الزامي شده است، اين عرصه‌ها جاي آزمايش و خطا نيست. خاضعانه استدعا دارم از متخصصان دعوت بفرماييد مساله را دوباره بازبيني و لزوم يکسان‌سازي، درس‌هاي حذف شده، واحدهاي ايجاد شده، تخصص‌هاي لازم براي تدريس آنها را کارشناسي نماييد، حداقل اجازه بدهيد يکي دو دانشگاه طرح را بررسي مقدماتي کند، مبادا دوباره اقدامي انجام دهيم که دو سال بعد آن را به باد دادن فرصت و سرمايه ملي بنامند.

توضیح و پوزش

دوستانی پیغام داده اند که رهسپار نشست علمی با عنوان دلبستگی به خود...به میزبانی انجمن روانشناسی ایران شده اند، ولی کسی در نگشوده. تواتر حدیث بر حضرت اینجانب روشن کرد بدجوری حق با این دوستان است لاکن قید دو سه نکته:

1. خبر نشست های علمی که در فیس بوک یا وبلاگ دانشجوی روانشناسی درج می شود پس از اطلاع رسانی رسمی خود موسسات و انجمن ها و دانشگاه هاست(یعنی حتی اگر شخصا از برگزاری جلسه ای اطلاع داشته باشم، تا کار نشدن خبر بر روی وب سایت های رسمی چیزی درجایی حک نمی کنم). لاکن همیشه در آخرین لحظات وب سایت های موسسات را چک کنید مبادا جلسه کنسل شود و رکب بخورید.

2. خبرنشست کذایی دسته کم تا زمان نگارش این خطوط بی هیچ تغییری در وب سایت انجمن روانشناسی ایران موجود است:

http://iranpa.org/portal/default.aspx?tabid=442&ArticleId=747

پس مسئولیت پشت در گذاشتن ملت بر گردن و گرده بانیان وب سایت آن انجمن و / یا مسئولین برگزاری جلسه است.

3. دوستانی که در ترافیک و آلودگیِ گه گرفتگی عظیمی به نام تهران، تا پشت در انجمن رفته و دست ز پا درازتر برگشته اند، پوزش مرا بپذیرند. اجرشان ماجور و راهشان مستدام.

نشست علمی

A Modular System for High-Density, Multi-Scale Brain Activity Mapping using optogenetics

میثم چمنزار، دانشگاه برکلی

چهارشنبه 25 دی ماه 1392 ساعت 15:30 الی 17

پژوهشگاه دانش های بنیادی (اقدسیه، بلوار ارتش، روبروی اراج، جنب باغ بهشت)

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

رد پای اساطیر مغرب‌زمین در پزشكی و علوم انسانی

دكتر محمود ناصری، عضو آكادمی پزشكان خانوادۀ‌ آمریكا

 در كتاب هاي پزشكي به نام ها و اصطلاحاتي بر ميخوريم كه از ادبيات قديم غربي بر گرفته شده اند و ريشه در داستان ها و باورهاي مردمان قديم آن سرزمين ها دارند . طلايه دار حماسه سرايان و اسطوره نگاران ادبيات مغرب زمين شاعر نامداري است بنام هومر كه بر اساس متون تاريخي شاعري نابينا بوده و در قرن نهم پيش از ميلاد مسيح در يونان مي زيسته و مقام و عظمت او در تاريخ ادبيات جهان به اندازه مقام فردوسي است. هومر خالق دو كتاب شعر جاويدان است بنام هاي ايلياد و اوديسه كه هر دو از شاهكار هاي مسلم ادبيات جهان بشمار ميروند . كتاب ايلياد شامل بیست وچهار سرود است كه داستان يك جنگ طولاني بين سرزمين يونان قديم و سرزمين تروآ ( Troi ) را بيان مي كند و مانند ديگر حماسه ها موضوعات پهلواني و عشقي و وطن پرستي و معنوی (1) را عنوان ونیز عقايد وافسانه هاي رايج در يونان باستان را ذكر مي كند- از جمله آنكه خدايان عديده اي وجود دارند كه هر كدام آفريننده پديده هاي خوب يا بد در روي زمين هستندو بعضي از اين خدايان در اين جنگ طولاني بنفع يكي از طرفين وارد كارزار مي شوند .كتاب اوديسه هم مشتمل بر بیست وچهار سرود است و بيشتر به وقايعي اختصاص دارد كه پس از اتمام جنگ مذكور رخ مي دهند.

 

همه اين وقايع را هومر به صورت شعر هاي نغز بيان نموده و آنچه از اين آثار در اختيار خوانندگان ايراني است ترجمه متن فرانسوي آن حماسه هاست.

در اين پژوهش نام ها و اصطلاحاتي كه از آثار هومر و ساير رهروان او وارد علوم پزشكي و علوم انساني شده اند بررسی مي شوند ، باشد كه مورد پسند خوانندگان واقع شود.

اول: در علم آناتومي ( تشريح پيكر انسان )- يك پي يا تاندون ضخيم پاشنه پا را به ساق پا وصل مي كند و محكم ترين و بزرگترين زرد پي بدن انسان است و نام آن زرد پي آشيل است . اين نام ترجمه فرانسوي نام يكي از قهرمانان داستان هاي هومر است بنام آخيلوس ، که یکی از نامدارترین قهرمانان داستانهای هومر است . خلاصه یکی ازاين داستان ها چنين است :

در شمال درياي مديترانه درافسانه ها دو شهر بزرگ وجود دارند يكي بنام يونان و ديگري بنام تروآ . هر شهر براي خود پادشاهي دارد با لشكريان و خدم و حشم و مردم عادي .
پادشاه شهر تروآ پنجاه پسر دارد . يكي از پسران كه زيباترين است بنام پاريس به شهر اسپارت در همسايگي شهر خود ميرود و دختر پادشاه يونان را كه هلن نام دارد مي بيند و دلباخته او مي شود – هلن همسر پادشاه اسپارت است – اما با پاريس دوست مي شود – سرانجام پاريس او را و قسمتي از خزانه اسپارت را مي ربايد و به قصرپدر خود مي آورد و براي او نديمه ها و نگهباناني مي گمارد ، پادشاه يونان از اين كار به خشم مي آيد و مردم يونان نيز اين كار را اهانت به خود مي شمارند و در صدد بر مي آيند به هر ترتيب شاهزاده خانم يوناني را به وطن باز گردانند ، پادشاه يونان از پادشاهان ديگر در خواست كمك ميكند- تني چند از پادشاهان اعلام آمادگي مي كنند – فرزنديكي از اين پادشاهان مردي است كه به دلاوري و جنگاوري معروف است و نامش آخيلوس است ( در تلفظ به زبان فرانسه آشيل ) . پدر آشيل پادشاهي است بنام پله و مادرش الهه درياهاست و تتيس نام دارد و بر سرزمين ميرميدونها فرمانروائي مي كنند –قرار است آشيل به جاي پدر بر آن سرزمين پادشاهي كند .... پيش گويان سالها قبل این جنگ را پیشگویی کرده و گفته اند كه اگر آشيل ياري نكند تصرف شهر تروآ ناممكن است – اما ملكه ميرميدونها يعني مادر آشيل اززمان پیشگویی نگران است كه مبادا آشيل در اين ماجرا كشته شود – لذا او را با خود به شهر سيروس ميبرد و از پادشاه آن شهر خواهش مي كند به او لباس دخترانه بپوشانند تا شناخته نشود و مدتی در آن شهر بماند .

پادشاه سيروس قبول ميكند ، از اين پس آشيل با لباس دخترانه همراه با دختران اين پادشاه به گشت و گذار ميرود ...سالها بعد جنگ در میگیرد - اكنون به وجود آشيل نياز است –يكي از پادشاهان هم پيمان با يونان بنام اوليس داوطلب ميشود بهر ترتيب آشيل را پيدا كند و به يونان بياورد – اوليس به زبان آوري و حيله گري شهرت دارد – عازم سفر به شهر سيروس ميشود – روزي از بالاي ديوار باغي دختران پادشاه را ميبيند كه در باغ گردش مي كنند – آشيل هم در بين آنان است اما در لباس زنانه شناسائي او آسان نيست – اوليس به حيله متوسل مي شود- تعدادي گردنبند الماس و يك قبضه شمشير زيبا به درون باغ پرتاب ميكند – دختران به جمع كردن گردنبند ها مشغول ميشوند اما آشيل بسوي شمشير ميرود و آنرا بر ميدارد - اوليس او را مي شناسد ......اورا با خود به يونان ميبرد – پادشاه یونان با او وارد صحبت ميشود – سرانجام آشيل مي پذيرد كه سپاهي را بسوي شهر تروآ حركت دهد ... آشيل در كودكي با مغز استخوان شير پرورش يافته و فنون جنگي را ياد گرفته و اينك روئين تن است و هيچ جنگ افزاري بر بدن او كارگر نيست . وقتي او و سپاهيان به شهر تروآ ميرسند مي بينند كه شهر درون باروها و برج هاي بلند و مستحكم قراردارد – از آن سو پادشاه تروآ دليرترين پسران خود را كه هكتور نام دارد مامور جنگ با آشيل مي كند . دو لشكر در دشتي مابين تروآ و يونان روبرو مي شوند – جنگ ده سال طول میکشد- گاهي به سود اين – گاهي به سود آن – در آخرين نبردها هكتور به دست آشيل كشته مي شود و سپاهيان يونان جسد هكتور را با خود مي برند – پادشاه تروآ شبانه دور از ديد مردم به خيمه آشيل ميرود و به او التماس ميكند جسد فرزندش را پس دهد - آشيل چنين مي كند ... شخصي كه از كودكي آشيل با خبر بوده به قصر پادشاه تروآ ميرود و رازی را بازگو ميكند : آشيل سراپا روئين تن نيست بلكه نقطه ضعفي در بدن دارد و آن پاشنه پاهاي اوست كه آسيب پذيرند ... در آخرين نبرد پاريس تيري زهر آگين بر پاشنه پاهاي آشيل مي زند - او بر زمين مي افتد و جان مي سپارد و لشكريان شكست خورده يونان عقب نشيني مي كنند – هلن همچنان در قصر پادشاه تروآ به سر مي برد ...
( ادامه اين داستان را در صفحات آخر مي خوانيد .)

دوم: در سوگند نامه بقراط آمده است : به خدائي كه پرورنده زندگاني و بخشنده تندرستي و آفريننده هر دارو ودرمان است و به اسكولاب و به تمام اولياء خدا از زن و مرد سوگند ياد مي كنم و همه را گواه مي گيرم كه به اين سوگند و پيمان وفا كنم...... اسكولاب در ادبيات هومر همان رب النوع پزشكي و تندرستي و درمان است . ( Esculapius )

سوم: در كتب روانپزشكي و روانشناسي اصطلاحي داريم بنام عقده اوديپ Oedipus Complex اين بيماري بحث مفصل دارد اما باختصار چنين است : بيمار پسري است كه به مادر خود بيش از حد طبيعي علاقه دارد بطوري كه از پدر خود ( كه رقيب عشقي اوست ) بيزار است. اگر اين بيماري شديد شود پسر به مادر خود نظر دارد – يا بيمار دختري است كه بيش از حد طبيعي به پدر خود علاقه دارد بطوري كه از مادر خود ( كه رقيب عشقي اوست ) بيزار است. و در حالت شديد دختر به پدر خود نظر دارد.

نام اوديپ از حماسه هاي هومر آمده : در كتاب ايلياد از قهرماني ياد مي شود بنام اوديپ كه پسر پادشاهي است بنام لائيوس فرمانرواي سرزمين هاي تب و ژوكاستا - قبل از تولد اوديپ روزي غيب گويي به لائيوس مي گويد در آينده صاحب پسري خواهد شد كه سرانجام به دست او كشته خواهد شد. ... اوديپ بدنيا مي آيد – لائيوس نوزاد را به يكي از سرداران خود ميسپارد تا نابودش كند – سردار نوزاد را به بالا كوهي مرزی مي برد و رها مي كند - شباني نوزاد را مي يابد ، او را به آبادي مي آورد ، پرورش ميدهد و سپس به فرمانرواي ديار همجوار هديه مي كند . اوديپ بزرگ مي شود برومند و نيرومند و در فنون جنگي آموزش مي بيند – روزي غيبگويي به او ميگويد مبادا به سرزمين پدري خود برگردد زيرا سرنوشت اين طور برايش رقم زده كه سرانجام پدر خود را مي كشد و با مادر خود ازدواج مي كند ، اما اوديپ كه خيلي مشتاق وطن شده راهي دیارخود مي شود و در راه با دردسرها و رخدادهايي روبرو مي شود از جمله آنكه با مردي نيرومند درگير مي شود و پس از پيكاري سخت آن مرد را از پاي در مي آورد – مرد كسي نيست جز لائيوس – كه برای كشتن خصمي سر سخت - خود داوطلب جنگ شده . اينك لائيوس كشته شده – تاج و تخت و ملك و ملكه اش نصيب جانشين او مي شود ، جانشين هم با همان خصم سر سخت دست به گريبان است ومردم به ستوه آمده اند – لذا اعلام ميكند هر كس اين خصم را از ميان بردارد به عنوان جايزه تاج و تخت و ملكه از آن او خواهد شد يعني او پادشاه است – اوديپ تنها كسي است كه مي تواند خصم را ازپای در آورد – چنين مي كند – و وارد شهر ميشود و وارث تخت و تاج و ديهم میگردد و از جمله ملكه را به همسري انتخاب مي كند – چيزي نمي گذرد كه موضوع بر او روشن مي شود يعني اوديپ پدر خودرا کشته و با مادر خود آميخته ... بحران شروع مي شود : ملكه خود را حلق آويز مي كند و اوديپ هم از شدت خشم و شرم چشمان خود را از حدقه در مي آورد ..... عقده اوديپ در فارسي به عقده " رستم و سهراب " ترجمه شده است چون رستم ندانسته فرزند خود (سهراب) را می کشد .

چهارم: در كتب روانپزشكي مي رسيم به بيماري "خود شيفتگي" ( نارسسيسم  Narcissism) . شرح اين بيماري هم مفصل است اما به اختصار اين چنين است : بيمار شخصي است تكرو ، درون گرا و مجذوب جمال خويش . اين جذبه به عشق به خود منتهي مي شود بيمار از تماشاي صورت و اندام هاي بدن خود لذت مي برد ، تمايلي به جنس مخالف نشان نميدهد ، و ازدواج نمي كند { گاهي اين حالت در بيماراني كه دچار جنون جواني يا شيزوفرني (Schezophrenia) مي شوند مشاهده مي شود }. در نوع خفيف – بيمار شخصي است خودپسند ، متكبر و خود را محور همه امور ميداند . اصطلاح نارسيسيسم هم از اسطوره هاي يوناني (- ؟ - غير از هومر ) به دنياي روانشناسي و روانپزشكي پا نهاده است و داستاني دارد به این شرح :
جواني زيبا و برومند بنام نارسيس – با كسي دوستي ندارد – تنهاست . او هر روز به پاي چشمه اي ميرود و عكس خود را در آب زلال و آرام چشمه تماشا مي كند و بر اثر تكرار ، بر تصوير خود و بر جسم خود عاشق مي شود و هر جا عكس بدن خود را مي بيند محو تماشا مي شود . حالت خفیفی از اين بيماري در افراد عادي قابل تشخیص است

پنجم : در امراض داخلي دسته اي از بيماري هاي مسري به دنبال نزديكي بوجود مي آيند و در كتب فارسي آنها را تحت عنوان امراض مقاربتي مي نويسند و در كتب لاتين تحت عنوان بيماريهاي ونرال (Venereal diseases ) – اين اصطلاح از نام ونوس الهه عشق و زايش برگرفته شده است . در اسطوره هاي رومي)ماخوذ از ادبیات یونانی )خدايان دو گونه هستند مذكر و مونث . گاهي يك رب النوع مذكر با يك رب النوع مونث ازدواج کرده اند . ونوس الهه اي است به سيماي زني جوان و بسيار زيبا با پوست سفيد و گيسوان طلائي و چهره اي دلپذير و لبخندي دلنشين ، او تاجي از گياه مورد و گلهاي سرخ بر سر دارد و كمربندي سحر آميز بر كمر بسته و اناري در دست دارد كه نشان باروري درختان است و كبوتري همواره در كنار اوست . در زير پاي او گياهاني سبز مي شوند و او خداي باروري زمين و گياهان و باغها و گل هاست . یک مجسمه زیبا از ونوس اینک در موزه لوور پاریس موجود است.

ششم : در بحث آميزش زن و شوهر – براي آنكه اين امر بصورت طبيعي و سالم برگزار شود هم به جسم سالم و هم به روان سالم نياز است. هر كدام علت داشته باشند بايستي مداوا شود و براي هر كدام راهي وجود دارد . هرگاه كاميابي مطلوب حاصل نشود يكي از طرفين يا هر دو ناتواني جنسي دارند – اگر مشكل در جسم باشد اغلب راه درمان خاص دارد و اگر مشكل در روان باشد علاوه بر روان درماني دارو هائي وجود دارند كه به آنها تقويت كننده قوه باه گويندو به زبان لاتين آنها را آفروديازيك (Aphrodiasic) نام گذاري كرده اند – اين اصطلاح از نام آفروديت آمده كه ريشه در اساطير يوناني دارد : در سرودهای هومرآفروديت رب النوعي است مونث كه معادل ونوس رومي است با همان ويژگيهايي كه براي ونوس گفته شد . اين الهه باعث باروري گياهان مي شود و براي جانوران نيروي باه تامين مي كند . در آثارهومر آفروديت فرمانرواي جزيره قبرس است . امروز هم در شهر پافوس واقع در قبرس پيكره سنگي بزرگي از آفروديت برپاست و اغلب در تبليغ دارو هاي تقويت كننده ميل و نيروي جنسي تصوير اين مجسمه را مي بينيم.

هفتم : در بيماريهاي نوزادان يك نوع نقص خلقت داريم بنام نوزاد دو جنسي كه املاء لاتين آن چنين است Hermaphroditism :در اين نوع نقص مادرزادي نوزاد هم عضو تناسلي پسرانه دارد و هم دخترانه – يعني اگر در ظاهر پسر باشد درون شكم خود رحم و تخمدان هم دارد و اگر در ظاهر دختر باشد درون شكم خود دو بيضه و آلت تناسلي پسرانه دارد – اين نام لاتين سه جزء دارد :
Herm – Aphrodit – ism
كه Herm بمعناي “هردو” است و كلمه Aphrodit به وضوح ديده مي شود بمعناي جنس ( نر و ماده ) – و پسوند ism – بمعناي شناخت موضوع .
نوع كاذبي از همين بيماري داريم كه به آن نوزاد دو جنسي كاذب مي گويند و به املاء لاتين اينطور مي نويسند : Pseudohermaphroditism
كه باز كلمه Aphrodit در آن ديده مي شود - در اين بيماري نوزاد در واقع يك جنس دارد يعني فقط پسر يا فقط دختر است اما آلت تناسلي او هم ظاهر پسرانه دارد هم ظاهر دخترانه (ابهام جنس) .

هشتم: در علم تربيت بدني – بازيهاي جهاني طرفداراني دارد و از قرن ها پيش بازي هاي المپيك برگزار مي شده و افتخاري جهاني براي كشور ميزبان و قهرمانان شركت كننده بهمراه دارد . اين كلمه هم از نام كوهي بنام اولمپ امده كه در داستانهاي هومر بدين شرح آورده شده : در جائي از سرزمين يونان كوهي است بلند با شيب تند كه قله هاي آن همواره در بالاي ابرها قرار دارند و در آنجا صاعقه ها و باران وبرف و بادهاي بسيار مي آيند اين كوه مقر تواناترين خدايان بنام زئوس است كه او رب النوع آسمان و ابر و باران و صاعقه و تندر است .درتندیس زئوس خدائي است مذكر با چهره اي آرام و شاهانه – بر تختي نشسته و چوبي در دست دارد كه نماد صاعقه است و در كنار پاي او همواره عقابي وجود دارد كه نماد قلل مرتفع و آسمان بلند است - زئوس ريشي پهن و گيسوان پرپشت دارد و داراي هيبت و صولت خداي گونه است و وقتي ابروها را در هم مي كشد صاعقه توليد مي شود . مردم در خشكسالي ها برای نزول رحمت دست به دامان زئوس مي شوند.

در پاي كوه المپ در ميداني بزرگ بنام ميدان اولمپي قهرمانان رشته هاي گوناگون ورزش مانند شنا – مشت زني – اسب سواري – تيراندازي – دو – كشتي- شمشير بازي- پرتاب نيزه – پرتاب وزنه – وزنه برداري و قايق راني گرد مي آمدند و به مسابقه مي پرداختند در كتابهاي تاريخ بنيانگذار اين ورزش ها را كه هر چهار سال يك بار برگزار مي شده هركول ميدانند – هركول پهلوان اساطير يونان است و در تاريخ جهان نماد نيرومندي است - وي پهلواني است به تمام معنا شريف و اصيل و پيروزيهاي دوازده گانه دارد كه آنها را "دوازده خوان" هركول گويند – بازيهاي المپيك در آن روزگاران پنج روز طول مي كشيده و جايزه قهرمانان معنوي بوده – پول يا طلا به آنها داده نمي شده اما شهرت و افتخار حاصل از كوشش هاي هر قهرمان سبب مي شده كه او را جامه هاي ارغواني بپوشانند و تاج معروف المپيك بافته شده از شاخه هاي زيتون بر سرش نهند و او را با ارابه هاي باشكوه كه كه با چهار اسب سفيد كشيده مي شود بااحترام بسيار در شهرها بگردانند و مردم براي او ابراز احساسات كنند و دختران زيبا برايش سبدهاي گل بياورند و شعراء در توصيف او اشعاري بسرايند و دولت موظف بوده براي هميشه خانه اي بزرگ و راحت در اختيار هر قهرمان بگذارد و براي بقيه عمر از مستمري براي گذران زندگي برخوردار باشد .در مدخل میدان المپی تندیسی از هرمس (مرکور) نصب بوده . هرمس فرزند زئوس ( ژوپیتر)است و در آن تندیس اندامی موزون و چهره ای زیبا و موهائی کوتاه دارد - بالای هرساق کفش دو بال چسبیده و عصائی در دست چپ دارد که به دور آن یک جفت مار پیچیده اند . ورزشکاران اوراحامی خود میدانسته اند.

نهم : در علم گيتاشناسي از عجايب هفت گانه جهان یکی تنديس زئوس بوده كه در شهر اولمپيا در يونان بر پابوده بسيار بزرگ و زيبا و باشكوه ودیگر معبد دیانا درشهر اسمیردر ترکیه امروزی . دیانا نام مادر آفریدوت است و او را آرتیمس یا افه سوس نیز گویند .
شايد نام شهر پاريس پايتخت كشور فرانسه از نام پاريس شاهزاده زيباي شهر تروآ – آمده باشد . هر آتشفشان را به زبان لاتين Volcano گويند و اين از نام ولكن بر گرفته شده كه خداي معدن و فلزات و كوره و صنعت است ودرجنگي كه شرح آن رفت براي آشيل ويارانش شمشيرميسازد . ولکن فرزند ژوپیتر است . در تنديس او چکش در دست و کلاهی مخروطی (کلاه کارگری) بر سر وجامه ای ساده بر تن دارد و شانه و بازوی راستش از جامه بیرون است و ریش انبوه دارد. دیگر از عجایب هفتگانه تندیس آپولون بوده که رب النوع هنر وشعرو روشنائی است و نیز خدای شبانان و گوسفندان است – زادگاه او جزیره رودس در دریای مدیترانه است – در تندیس برنزی سی متری که ازاوساخته بوده اند او جوانی نیرومند بوده که با پاهای بلندایستاده - در یک دست کمان و ترکش و در دست دیگر یک چنگ و یک چوبدستی (نشان شبانان) داشته و صورتش بدون موبوده وگفته اند که بین چكمه های این تندیس رودی جریان داشته است . این تندیس بر اثر زلزله فرو افتاده و به مرور قطعات آن از بین رفته.

دهم : در علوم جامعه شناسي و سياسي گاهي به اصطلاح اسب تروآ بر مي خوريم كه كنايه اي از تسخير سرزمين يا موقعيت رقيب با توسل به مكر و فريب و حيله است - اين هم برگرفته از كتاب ايلياد هومر است و داستان آن به اختصار چنين است : در جنگ ده ساله اي كه بين شهر تروآ و شهر يونان در مي گيرد پس از آنكه لشكریان يونان نمي توانند شهر تروآ را تصرف كنند آتنه كه خداي صلح و خردمندي است و فرزند زئوس است به ياري سران لشكر يونان مي آيد و به آنان ياد مي دهد كه چوب والوار بسياري جمع كنند و با آن يك اسب بسيار بزرگ چوبي بسازند به نحوي كه تعداد بسياري از مردان جنگاور بتوانند در شكم آن اسب پنهان شوند – لشكريان چنين مي كنند واسب ساخته شده را روي سكاني داراي چهار چرخ مي كوبند بعد تعدادي از كشتي هاي خود را به آتش مي كشند و وانمود مي كنند كه عقب نشيني مي كنند – لشكريان یونان به نقطه اي دور دست حركت مي كنند و در پشت پر چين هائی پنهان مي شوند اما تعداد زيادي از كارديده گان لشكر يونان در شكم اسب چوبي پنهان مي شوند با ابزار جنگي . روز بعد پادشاه تروآ و سران لشكرش از بالاي برج ها و باروهاي شهر تروآ ميدان جنگ را مشاهده مي كنند كه خالي شده و يونانيان بسوي وطن خود برگشته اند – شادي مي كنند و از حصار شهر بيرون مي آيند و وارد ميدان خالي ميشوند و اسب بزرگ را مي بينند بسي شگفت انگيز– دور آن جمع مي شوند و دست ميزنند و پاي مي كوبند سپس اسب را به عنوان غنيمت جنگي به درون شهر مي كشند . شب هنگام جشني بزرگ بر پا مي كنند ياد كشته شدگان تروآ را گرامي مي دارند و غذاهاي لذید ميخورند و شراب بسيار مي نوشند و به رقص و پايكوبي مي پردازند پس از نيمه شب از شدت خستگي همه را خواب در مي گيرد -- شاه و درباريان به قصر بر مي گردند – اينك زمان مناسب فرا رسيده ، جنگجويان يوناني از شكم اسب پائين مي آيند - در بين آنان پسر آشيل نيز حضور دارد – سران لشكر تروآ را دستگير مي كنند ، شهر را به آتش ميكشند و دروازه هاي آنرا مي گشايند – حال لشكر يونان كه در بيرون شهر منتظر است آسان به درون شهر هجوم مي آورد- شهر سقوط مي كند پادشاه و درباريان گرفتار مي شوند – هلن شاهزاده خانم يوناني را آزاد مي كنند بر ارابه مي نشانند و بسوي يونان رهسپار ميشوند .

پاريس پسر پادشاه تروآ و عاشق هلن براي برگرداندن هلن وارد كارزار مي شود اما كاري از پيش نميبرد و در اين راه جان مي بازد – هلن به يونان بر ميگردد و به پدر و مادر و همسر خود مي پيوندد.

یازدهم : در رشته زنان و مامائی مواردی هست که در پایان حاملگی بچه نمیتواند بطور طبیعی بدنیا بیاید بدلیل آنکه یا جثه بچه بزرگتر ازمجرای زایمان است یالگن مادرو مجرای زایمان کوچکتر ازسروتنه بچه است یا بچه در وضعیت افقی نسبت به محورمجرای زایمان قرار گرفته در این حالات زایمان طبیعی غیر ممکن است وچنانچه اقدامی نشودجان مادر و بچه درخطر جدی قرار خواهد گرفت . جراح زنان در اين وضعيت شکم ورحم مادرراباکمک متخصص هوشبری میشکافد وبچه راسالم بیرون می آوردومحل جراحی را ترمیم میکند . این عمل را که نجاتبخش مادرونوزاداست سزارین گویند. قبل ازجراحی مدرن چنین کاری باعث مرگ هردومیشد.درتاریخ آمده که ژولیوس سزار فرزندامپراتورروم گایوس سزار بدین روش بدنیامی آیدو اورلیا مادرنوزادجان سالم بدر میبرد.این داستان (یا حقیقت) ریشه در قوانین روم باستان دارد : هرزن حامله که درآخرین روزهای بارداری میمرده نبایددفن میشده مگر آنکه بچه درون شکمش باشکافتن شکم مادرخارج شود.اینکه بچه زنده است یازنده خواهد ماندبرعهده اطباءبوده. درطب فارسی جراحی سزارین را "رستم زاد" گویند چون در شاهنامه آمده که رستم هم بدین شیوه بدنیا آمده.درزبان عربی سزاررا قیصر گویند.درشرح حال ژولیوس سزارنوشته اند که وقتی به سن شانزده سالگی میرسدپدر را ازدست میدهدوازآن پس تحت تعالیم مادر قرارمیگیرد(پس مادرش درعمل سزارین نمرده)و بعدهابجای پدرامپراتورمیشودورژیم جمهوري رابر مي اندازد وامپراتوری خودراتاسرزمین " گل " یعنی فرانسه امروزوکرانه های اقیانوس اطلس گسترش میدهدو به امپراتوردیکتاتورملقب میشود.سزارپیشانی بلندوموهای کوتاه موجدارداشته وآنها رابسمت پیشانی شانه میکرده امروزهم این نوع آرایش موی مردان به آرایش قیصری معروف است.

گزیده ای از اندیشه های هومر:
-- کسی که دوبار در یک کار اشتباه کند حکیم نیست .
-- بدی را به نیکی پاسخ ده .
-- بنده زندگی اسیراست بنده شهوات فقیراست .
-- مردمان سه دسته اند : دسته ای به نیکی گرایند دسته ای به بدی گرایند دسته ای غافلانند نه نیکی شناسند نه بدی .
-- فقط مرد نادان از مرگ می هراسد .
-- نیکی یا بدی که به تو روی آورد واکنش کار توست .
-- عقل زجردهنده ای بزرگ است .
-- مردکسی است که مصیبت های بزرگ را تحمل کند .
-- مال پرست آزادی ندارد .
-- عمر مفید شما آن بخشی است که به شادی گذرد .
-- زینت هر زن سکوت و آرامش اوست .
-- خنده در غیروقت خود پسرعموی گریه است .
-- بدان از دیدن حکما بخروشند .
-- انسان حیله گرترین مخلوقات است .
-- اگر صاحب سکوت باشی صاحب مهابت هم هستی .
-- نیک کسی است که گمان نیک برد .
-- بدست آوردن چیزهای خوب فقط با کارسخت میسراست .

منبع: مجله لوح، تیرماه ۱۳۸۷

نشست علمی

A Leaning model for multi-modal sensory data integration

دکتر مجید نیلی (پژوهشگاه دانش های بنیادی)

چهارشنبه ۱۸ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت پانزده و سی الی هفده

پژوهشگاه دانش های بنیادی (اقدسیه، بلوار ارتش، روبروی اراج، جنب باغ بهشت)

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

نشست علمی

دلبستگی به خود...مدل سازی دلبستگی برای خود درمانی

عباس عدالت (امپریال کالج لندن)

پنج شنبه ۱۹ دی ساعت ۱۵ الی ۱۷

خ ولیعصر، تقاطع نیایش، بلوار اسفندیار، پلاک ۲۰، واحد ۴، دفتر انجمن روانشناسی ایران

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

مرکز مشاوره پژوهشکده علوم شناختی

مشاوره با افراد داغ دیده

 

دکتر مجتبی دلیر

عضو هیئت مدیره انجمن روانشناسی اجتماعی

 

خ ولی عصر، بالاتر از زرتشت، کوچه پزشک پور، پلاک ۱۸

۸۸۸۰۲۰۶۳ داخلی ۸

The 37th Annual Meeting of the Japan Neuroscience Society

سی و هفتمین همایش سالانه انجمن علوم اعصاب ژاپن

http://www.neuroscience2014.jp/en/index.html

برای شرکت در این همایش می توانید از حمایت های مالی IBRO و یا حمایت های فراهم شده از طریق انجمن علوم اعصاب ایران استفاده کنید.

 

مرکز مشاوره پژوهشکده علوم شناختی

مشاوره تحصیلی

 

 دکتر محسن میرمحمدصادقی

دکترای روانشناسی تربیتی از دانشکده عالی علوم تربیتی دانشگاه لندن

 

خ ولیعصر، بالاتر از زرتشت، کوچه پزشک پور، پلاک ۱۸

۸۸۸۰۲۰۶۳ داخلی ۸

نشست علمی

Optogenetics Brain Interfaces
 
دکتر رامین پاشایی (دانشگاه ویسکانسین-میلواکی، آمریکا)

دوشنبه 16 دیماه ساعت 14:30

دانشکده مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

همه چیز درباره آزمون دکتری 93

چهارمین آزمون دکتری دانشگا‌ه‌ها حدود دو ماه دیگر روز جمعه 16 اسفند ماه سال جاری با رقابت 239 هزار و 90 نفر به صورت همزمان در سراسر کشور برگزار می‌شود.

به گزارش سرویس دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ضرورت برگزاری آزمون دکتری، تغییر ضرایب دروس آزمونی، افزایش اختیار دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو، کیفیت آزمون، ظرفیت پذیرش و... تنها بخشی از پرسش‌هایی بود که متقاضیان ورود به دوره دکتری دانشگاه‌ها از طریق ایسنا خطاب به مسئولان سازمان سنجش مطرح کردند.

دکتر ابراهیم خدایی رییس سازمان سنجش آموزش کشور در گفت‌وگو با ایسنا که در محل این خبرگزاری انجام شد، به این پرسش‌ها پاسخ داد. رییس سازمان سنجش با اشاره به اینکه آزمون کتبی دکتری نقش غربالگری را جهت پذیرش دانشجو ایفا می‌کند، گفت: با توجه به اینکه امکان بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) برای تمام داوطلبان آزمون دکتری وجود ندارد، وجود این غربالگری پیش از معرفی دانشجو به دانشگاه لازم است البته در این زمینه لازم است شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی مناسب صورت گیرد.

افزایش 11 درصدی شمار داوطلبان آزمون دکتری

وی با اشاره به اینکه تعداد داوطلبان آزمون دکتری سال 93 نسبت به سال گذشته حدود 11 درصد افزایش پیدا کرده است، اظهار کرد: در حال حاضر چند تغییر در نحوه پذیرش دکتری ازجمله تغییر وزن و تاثیر سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) و آزمون کتبی و ضریب آزمون زبان و همچنین تک نوبته شدن آزمون دکتری به وجود آمده است.

رییس سازمان سنجش با اشاره به تاریخچه آزمون دکتری در این سازمان، گفت:‌ برگزاری آزمون کتبی اولیه برای پذیرش دانشجوی دکتری از سال 90 بر عهده سازمان سنجش قرار داده شد و امسال چهارمین سالیست که سازمان این آزمون را برگزار می‌کند و طی این سال‌ها نیز تغییراتی در نحوه پذیرش دانشجوی دکتری و تاثیر سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) در پذیرش به وجود آمده است.

خدایی با بیان اینکه پذیرش دانشجوی دکتری در ابتدا به صورت GRE و عمومی برگزار می‌شد و بررسی "سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی)" پس از معرفی دانشجو به دانشگاه، محوریت صد درصدی در پذیرش دانشجو داشت، تصریح کرد: در سال دوم برگزاری این آزمون وزن سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) به دو سوم کاهش یافت ولی در سال گذشته وزن سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) در پذیرش دانشجوی دکتری به 50 درصد رسید و امسال نیز با بررسی روند آزمون و تحلیل موقعیت گذشته بار دیگر وزن سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) دانشگاه‌ها به 70 درصد افزایش پیدا کرد.

وی نقش آزمون کتبی اولیه را در پذیرش دانشجو مانند نقش غربالگری که از بین داوطلبان تعدادی را برای معرفی به دانشگاه‌ها انتخاب می‌کند، دانست و افزود: در مرحله اول حدود چهار تا پنج برابر ظرفیت پذیرش، داوطلب مجاز به انتخاب رشته می‌شود و سپس در مرحله بعدی حدود 2.5 برابر ظرفیت نیز برای بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) به دانشگاه معرفی می‌شوند که این امر باعث می‌شود از حجم داوطلبان کاسته شده و بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) از سوی دانشگاه برای دانشجویان و استادان آسان‌تر شود.

رییس سازمان سنجش در نظر گرفتن دو دیدگاه را برای شکل‌گیری نحوه برگزاری آزمون دکتری و پذیرش در دانشگاه‌ها مهم ارزیابی کرد و گفت: یکی از این دیدگاه‌ها، دیدگاه استادان است که خواستار اختیار عمل بیشتر دانشگاه برای پذیرش دانشجوی دکتری‌اند و دیگری دیدگاه دانشجویانی‌ است که خواستار شفاف‌سازی روند پذیرش از طریق تاثیر بیشتر آزمون کتبی هستند، اما نباید به هیچ یک از این دو دیدگاه به صورت مطلق نگاه شود و باید یک روش ترکیبی در این خصوص اتخاذ شود.

وی با موثر ندانستن شیوه گذشته پذیرش دانشجو از طریق بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) تنها با توجه به تعداد زیاد داوطلب شرکت در دوره‌های دکتری، اظهار کرد: اما در کنار بکارگیری این روش ترکیبی، لازم است شفاف‌سازی کامل نیز در این زمینه صورت گیرد.

خدایی با بیان اینکه یک سنجش ابتدایی جهت پذیرش دانشجوی دکتری برگزاری آزمون کتبی است که داوطلبان را کد رشته‌های تحصیلی‌شان می‌سنجند، خاطر نشان کرد: این آزمون برای پذیرش دانشجوی دکتری کفایت نمی‌کند و یک سنجش ثانویه نیز جهت اندازه‌گیری پارامترهای دیگر مانند میزان مهارت، انگیزه، نگرش و احساس مسئولیت دانشجو ضروریست که این سنجش تنها از طریق بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) در دانشگاه امکان‌پذیر است.

به گفته وی، دانشجوی دکتری تفاوت‌هایی با دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دارد که این تفاوت باعث می‌شود دانشجوی دکتری در دوران تحصیل با استاد زندگی کند و طی حدود چهار سال به تحقیق و پژوهش بپردازد، بنابراین شیوه پذیرش دانشجوی دکتری باید با شیوه پذیرش دانشجویان دیگر متفاوت باشد.

وی در این باره اظهار کرد: برای اینکه دانشجوی دکتری بتواند در دوران تحصیل با فراغ بال و اختیار کامل با استاد همکاری کرده و این همکاری منجر به تولید علم شود، لازم است بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) توسط دانشگاه و استادان در پذیرش دانشجو تاثیرگذار باشد.

خدایی درباره نتیجه ایجاد تغییرات طی چهار سال برگزاری آزمون دکتری از سوی سازمان سنجش، تصریح کرد: در بحث کیفیت ورودی‌ها بررسی‌های انجام شده هیچ تفاوت معنی‌داری را نشان نمی‌دهد. همچنین طی این سال‌ها بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) و آزمون کتبی باعث شده است که ظرفیت دانشگاه‌ها خالی بماند و همیشه این ظرفیت طی مرحله اولیه و سپس طی تکمیل ظرفیت پر شده است.

تهیه شیوه‌نامه‌ای جهت برگزاری آزمون شفاهی دکتری برای دانشگاه‌ها

رییس سازمان سنجش آموزش کشور دغدغه فعلی دانشجویان و استادان را در زمینه آزمون دکتری در رابطه با عدم شفاف‌سازی در این حوزه دانست و گفت: اگر سازمان سنجش به سمت یک شفاف‌سازی در این زمینه حرکت کند تا داوطلب از قبل بداند که دانشگاه در آزمون شفاهی چه مواردی را مورد سنجش قرار می‌دهد و این امر اطلاع‌رسانی صحیح شود بخش زیادی از مشکلات در این زمینه حل می‌شود. 

نحوه برگزاری آزمون شفاهی مستقل در هر یک از دانشگاه‌ها و نحوه نظارت بر این آزمون از دیگر نکاتی بود که خدایی به آن اشاره کرد و در این باره اظهار کرد: این طور نیست که هر دانشگاه برای بررسی سوابق تحصیلی بتواند خارج از چارچوب عمل کند و در هر صورت این بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) باید با در نظر گرفتن سوابق تحصیلی و پژوهشی فرد، مرتبط بودن با رشته و علاقه‌مند بودن داوطلب صورت گیرد.

وی با اشاره به اینکه شیوه نامه‌ای جهت برگزاری آزمون شفاهی برای داوطلبان در نظر گرفته شده است که با هماهنگی حوزه‌های مرتبط و وزارت علوم در اختیار دانشگاه‌ها گذاشته‌ می‌شود، افزود: البته چنین شیوه‌نامه‌ای پیش از این نیز وجود داشت اما این بار با تاکید و شفافیت بیشتر این امر پیگیری خواهد شد تا نگرانی وزارت علوم، دانشجویان و استادان درباره کیفیت آزمون ورودی و فقط حداقل‌های آموزشی کاهش یابد.

تحلیل محورهای آموزشی مد نظر در آزمون کتبی دکتری نیز از نکاتی بود که رییس سازمان سنجش آموزش کشور به آن پرداخت و اظهار کرد: در این آزمون سه محور دروس تخصصی، آزمون زبان و آزمون استعداد تحصیلی در نظر گرفته می‌شود. با توجه به اینکه در حال حاضر 267 رشته در آزمون دکتری وجود دارد که اکثرا رشته‌های دارای گرایش هستند، یکی از مشکلات در این بحث آن است که پیش از سال 90 هر دانشگاه آزمون مستقلی برگزار می‌کرد و دانشجو می‌پذیرفت.

وی در این باره افزود: در آن زمان دانشگاه‌ها با سلیقه‌ها و معیارهای متفاوت پذیرش دانشجوی دکتری را انجام می‌دادند، در حال حاضر نمی‌توان انتظار داشت بررسی سوابق تمام داوطلبان آزمون دکتری که 240 هزار نفر هستند، توسط دانشگاه‌ها انجام شود، زیرا این امر با هیچ ظرفیتی امکان‌پذیر نیست.

روش ترکیبی آزمون دکتری شانس قبولی دانشجویان را افزایش می‌دهد

 

خدایی با تاکید بر اینکه درس‌ها و مواد آزمون از مواردی است که متخصصان شورای عالی که عصاره گروه‌های آموزشی دانشگاه‌ها هستند، آن را برنامه‌ریزی می‌کنند، گفت: یکی از ایرادات روش قبلی آن بود که یک دانشجو حداکثر می‌توانست در آزمون دو دانشگاه شرکت کند که این امر شانس قبولی وی را کاهش می‌داد و وی فرصت قبولی زیادی را از دست می‌داد. اما با روش جدید، عدالت نسبی بیشتری برای داوطلبان وجود دارد.

به گفته رییس سازمان سنجش آموزش کشور، سیاست فعلی وزارت علوم به ویژه در دولت یازدهم آن است که سنجش به صورت متمرکز انجام شده و پذیرش دانشجوی دکتری به دانشگاه‌ها واگذار شود. به این معنا که یک غربالگری اولیه ، افراد را برای مصاحبه جدا کرده و آنها را به دانشگاه‌ها هدایت می‌کند.

وی با اشاره به اینکه بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) داوطلب از سوی دانشگاه باعث می‌شود که استاد بتواند دانشجوی مورد نظر خود را با توجه به پارامترهای مشخص انتخاب کند، گفت: از طرف دیگر نیز برای آنکه داوطلبان احساس بی‌عدالتی نکنند و این تصور به وجود نیاید که استاد و گروه آموزشی یک دانشجو را از سال اول دوره کارشناسی برای ورود به دوره دکتری انتخاب کرده است، یک آزمون اولیه نیز برگزار می‌شود. ولی باید توجه داشت که ممکن است تغییری در وضع هر یک از بخش‌های سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) و آزمون کتبی ایجاد شود، اما هرگز هیچ از این بخش‌ها حذف نمی‌شود.

نحوه برگزاری آزمون زبان دکتری، سئوالات این آزمون و همچنین اعتباربخشی به این آزمون نیز از نکاتی بود که خدایی در این گفت‌وگو به آن اشاره کرد و گفت: فرآیند کلی سازمان سنجش آن است که به سمت اعتباردهی به تمام آزمون‌ها حرکت کند تا داوطلب بتواند در صورت عدم موفقیت در کسب حد نصاب لازم برای قبولی در آزمون دکتری فرصت دیگری برای شرکت در آزمون را داشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه اعتباربخشی به آزمون در کنار تعدد آزمون‌ها از اهداف آینده سازمان سنجش است، اظهار کرد: همانطور که در مورد آزمون سراسری نیز شورای سنجش و پذیرش درباره تعداد آزمون و نحوه برگزاری آن تصمیم‌گیری می‌کند، در زمینه آزمون دکتری نیز همین اتفاق می‌افتد. اما هنوز طرح آزمون دکتری سال 94 نهایی نشده است. با این حال فرآیند جداسازی سنجش از پذیرش ادامه پیدا خواهد کرد و این چارچوب به گونه‌ای پیش می‌رود که اختیارات دانشگاه‌ها بیشتر شود.

انجام آزمون استعداد تحصیلی مورد تایید همه دانشگاه‌های معتبر دنیا است

از دیگر ابهامات داوطلبان آزمون دکتری، ضرورت برگزاری آزمون استعداد تحصیلی بود که رییس سازمان سنجش آموزش کشور در باره آن اظهار کرد: آزمون استعداد تحصیلی آزمونی مشابه GRE است که در بزرگترین دانشگاه‌های دنیا هم برگزار می‌شود. درواقع در دانشگاه‌های معتبر جهان برای پذیرش یک دانشجو در ابتدا آزمون GRE و سپس آزمون زبان گرفته می‌شود تا پس از طی این مراحل، داوطلب بتواند وارد فرآیند ارزیابی سوابق آموزشی و پژوهشی شود. در نتیجه برگزاری این دو آزمون مورد قبول در تمامی دانشگاه‌های دنیا و یک روند کلی در این زمینه است. 

خدایی با اشاره به اینکه نحوه عملکرد دانشجویان در آزمون کتبی و نحوه عملکرد آنها در آزمون استعداد تحصیلی با یکدیگر همبستگی دارد، گفت: اما این امر باعث نمی‌شود که هیچ کدام از این آزمون‌ها حذف شوند. زیرا هدف از برگزاری این آزمون‌ها، نه فقط سنجش میزان معلومات دانشجو، بلکه انتخاب دانشجویان برتر از میان تمام متقاضیان ورود به دوره دکتری است.

کاهش تعداد سوالات آزمون زبان و تخصصی شدن این آزمون

وی در پاسخ به یکی دیگر از سوالات داوطلبان در زمینه عمومی بودن سوالات آزمون زبان دکتری، اظهار کرد: یکی از تغییراتی که در آزمون دکتری امسال نسبت به سال گذشته ایجاد شده، در بحث آزمون زبان است. این آزمون در سال‌های قبل مشابه آزمون‌های جهانی بود و از همان روش‌های متداول در تمام دنیا استفاده می‌شد. یکی از بحث‌هایی که در حال حاضر مطرح شده، آن است که از وزن تاثیر آزمون زبان کاسته شده و وزن بیشتری به آزمون تخصصی داده شود. 

رییس سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به اینکه در نتیجه نظرات و انتقادات متقاضیان در سال پیش‌رو تغییراتی در آزمون زبان و سوالات این آزمون ایجاد شد، خاطر نشان کرد: امسال سوالات آزمون زبان تخصصی هر رشته خواهد بود. همچنین تعداد این سوالات به 30 سوال کاهش داده شده است و علاوه بر آن ضریب آن نیز از دو به یک کاهش یافته است که عملا تمام این تغییرات مطابق با نظرات داوطلبان بوده است.

خدایی افزود: البته این آزمون به لحاظ مسائل فنی سنجش نمره منفی دارد و داوطلب نمی‌تواند با شانسی زدن سوالات، نمره بگیرد.

مجازین به انتخاب رشته با توجه به رشته انتخابی ونمره کسب شده در آزمون به دانشگاه‌ها دعوت می‌شوند

وی همچنین در رابطه با نحوه دعوت مجازین به انتخاب رشته به دانشگاه‌های مختلف، تصریح کرد: در مرحله اول که داوطلبان مجاز به انتخاب رشته می‌شوند، می‌توانند با توجه به نمره خود، انتخاب رشته کنند و سپس سازمان سنجش با در نظر گرفتن سه معیار نمره آزمون و انتخاب فرد، معدل کارشناسی و ارشد این افراد مجاز را به دانشگاه‌ها معرفی می‌کند. به همین دلیل اگر نمره یک داوطلب با رشته‌ای که انتخاب کرده است، مطابقت نداشته باشد، طبیعتا برای بررسی سوابق تحصیلی (مصاحبه، سوابق آموزشی و پژوهشی) به آن دانشگاه معرفی نخواهد شد. 

تاثیر 20 درصدی معدل در آزمون دکتری از دیگر مطالبی بود که رییس سازمان سنجش آموزش کشور به آن پرداخته و در این باره تصریح کرد: در آزمون دکتری رشته مرتبط تعریف شده است. بنابراین داوطلبین نمی‌توانند از هر رشته‌ای برای شرکت در آزمون هر رشته اقدام کنند، مگر اینکه آن رشته‌ها بین رشته‌ای باشد. با در نظر گرفتن این توضیحات معدل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشجویان، تراز شده و در نمره کنکور این افراد تاثیر خواهد داشت.

 

وی تصریح کرد: با توجه به اینکه یک دانشجو چهار سال در دوران تحصیلی خود ارزیابی شده است، طبیعی است که نتیجه به دست آمده در این چهار سال از پارامترهای دخیل در قبولی آزمون دکتری باشد و نمی‌توان نتیجه هر داوطلب در آزمون دکتری را به صورت مطلق در نظر گرفت.

پذیرش دانشجوی استعداد درخشان بر عهده هر دانشگاه است

سلیقه‌ای عمل کردن دانشجویان در پذیرش دانشجویان استعداد درخشان بدون آزمون برای دوره دکتری نیز از مسائل دیگری بود که داوطلبان شرکت در دوره‌های دکتری درباره آن ابهام داشتند. 

رییس سازمان سنجش آموزش کشور در پاسخ به ابهامات در این زمینه اظهار کرد: در بحث پذیرش دانشجوی استعداد درخشان بدون آزمون، سازمان سنجش تنها نقش تعیین‌کننده و نظارتی دارد و دانشگاه‌ها هم طبق آیین‌نامه اجبار ندارند که هر سال دانشجویان استعداد درخشان را بدون آزمون در دوره دکتری پذیرش کنند. بلکه هر دانشگاه بر اساس امکانات و وضعیت هر سال تحصیلی خود تصمیم می‌گیرد که با در نظر گرفتن سوابق تحصیلی یک دانشجو و وضعیت علمی وی، این دانشجو را در دوره دکتری پذیرش کند. نقش سازمان سنجش آن است که در مورد افراد پذیرفته شده نظارت داشته باشد تا این افراد در چارچوب ضوابط پذیرش شده باشند.

منبع: ایسنا

تجلیل موسسه روانشناسی دانشگاه تهران از داوری اردکانی

در مراسم چهارمین جایزه علمی دکتر علیمحمد کاردان (پدر علوم تربیتی نوین ایران و بنیان‌گذار رشته روان‌شناسی اجتماعی در کشور) از دکتر رضا داوری اردکانی استاد برجسته و چهره ماندگار فلسفه ایران و رئیس فرهنگستان علوم به پاس بیش از نیم قرن تلاش علمی تجلیل می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، موسسه روان‌شناسی و علوم تربیتی دکتر کاردان (دانشگاه تهران) با همکاری سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی و انجمن روان‌شناسی اجتماعی ایران، چهارمین مراسم اعطای جایزه علمی دکتر کاردان را در روز دوشنبه 16 دی‌ماه برگزار می‌کند.                                                                                 

در مراسم چهارمین جایزه علمی دکتر کاردان از دکتر رضا داوری اردکانی، استاد برجسته و چهره ماندگار فلسفه ایران و رئیس فرهنگستان علوم نیز به پاس بیش از نیم قرن تلاش علمی تجلیل می‌شود.

هر ساله همزمان با درگذشت دکتر کاردان، علاوه بر تجلیل از پیشکسوتان عرصه علوم انسانی و اجتماعی، در حمایت از پژوهش‌های نوآورانه در حوزه‌روان‌شناسی و علوم تربیتی، تندیس جایزه دکتر کاردان به همراه لوح تقدیر و جوایزی ویژه از طرف خانواده استاد فقید، به رساله‌های برگزیده دانش‌پژوهان مقطع دکتری در این حوزه اهدا می‌شود.

داوري رساله‌ها با توجه به معيارهايي چون «جديد بودن موضوع»، «كاربردي بودن يافته‌ها»، «صحت و دقت مباني نظري» و «استفاده از مباني علم روز» صورت می‌گیرد.
این مراسم ساعت 9:30 روز دوشنبه شانزدهم دی‌ماه در تالار کوثر دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران واقع در بزرگراه جلال آل احمد، روبروی کوی نصر (گیشا)، خیابان دکتر کاردان برگزار خواهد شد.

زنده یاد دکتر علیمحمد کاردان، پدر علوم تربیتی نوین ایران در سال 1306در شهر یزد متولد شد و پس از طی مدارج علمی، تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه ژنو به پایان رساند.

وی یکى از شاگردان ایرانی «ژان پیاژه» و بنیان‌گذار رشته روان‌شناسی اجتماعی در کشور است. دكتر كاردان به موازات تدريس، تحقيق، ترجمه و تأليف در حوزه های مختلف علوم انسانی، از همان آغاز كار در مديريت امور دانشگاه تهران نيز مشارکت فعالی داشت و رياست نخستین دانشکده علوم تربیتی کشور از 1348 تا 1356 از جمله مسئولیت‌های آن زنده یاد است.

تأسيس نخستين دوره دكتري علوم تربيتي (تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش) در سال 1353در دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران از دیگر اقدامات به یاد ماندنی استاد فقید می باشد. دکترکاردان در سال 1326به عضويت پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران در آمد و در سومین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار عرصه تعلیم و تربیت برگزيده شد.

درپی درگذشت این شخصیت علمی و استاد برجسته در دیماه 1386، موسسه روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران به پاس قدردانی به موسسه روان‌شناسی و علوم تربیتی دکتر کاردان تغییر نام یافت.

منبع: خبرگزاری مهر

سمینار ترویجی علوم شناختی

پنج شنبه 19 دی ماه 1392 ساعت 8 الی 14

شیراز، بیمارستان نمازی، تالار اقبال لاهوری

پنجره ای از میکرو الکترنیک به دنیای درون بدن، دکتر سوداگر، مهمان، عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیر

جراحی در اختلال وسواسی-جبری، دکتر تقی پور، گروه جراحی عصبی

کاربردهای تحریک نورونی در صرع، دکتر اشجع زاده، گروه نورولوژی

بیش فعالی و نقص توجه، دکتر غنی زاده، گروه روانشناسی

حافظه کوتاه مدت و زمان واکنش، دکتر مرتضوی، گروه فیزیک پزشکی

تصویربرداری مغزی، دکتر لطفی، گروه رادیولوژی

یادگیری و حافظه، دکتر ظریف کار، گروه فیزیولوژی

Neuroethics، دکتر تابعی، گروه اخلاق پزشکی

سیستم های دینامیک شناختی، دکتر ستوده، گروه مخابرات

یادگیری ماشینی، دکتر عظیمی فر، گروه کامپیوتر و هوش مصنوعی

کاربردهای رابط های ماشین-مغز، دکتر بوستانی، گروه مهندسی پزشکی

پویایی های سیستم های پیچیده، دکتر منتخب، گروه فیزیک

روباتیک عصبی، دکتر همتیان، گروه مکانیک

بینایی، دکتر صالحی، مرکز تحقیقات علوم اعصاب

نشست علمی

Studying Child's Brain Development Using Neuroimaging

عسل حبیبی (دانشگاه کالیفرنیای جنوبی)

یکشنبه ۸ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰

پژوهشکده علوم شناختی (ولیعصر، بالاتر از زرتشت، کوچه پزشک پور، پلاک ۱۸)

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است

 

نشست علمی

The Puzzle of the Blue Color in Persian Literature

آرش افراز-دانشگاه ام آی تی

یکشنبه ۱۵ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۳۰

پژوهشگاه دانش های بنیادی (نیاوران-ضلع جنوبی میدان باهنر)

ورود برای علاقه مندان آزاد و رایگان است