چه چیزی در چشم ها نهفته است؟*
اغلب ما آگاهانه به نقش زبان در ارتباط با انسان های دیگر توجه می کنیم و برای به کار بردن زبان مناسب در موقعیت های مناسب فکر و برنامه ریزی می کنیم: «چجوری بگم که ناراحت نشه؟» و یا «چی بگم که باور کنه؟» پرداختن به حرف های دیگران هم بخش مهمی از گفتگو های روزمره است: «به نظرم این حرفها رو نمی زد بهتر بود.» بخشی از ارتباط که معمولا از این برنامه ریزی ها و نظارت بر گفتار دیگران جا می ماند زبان بدن است؛ شکلی از ارتباط غیر کلامی شامل حرکات بیانگر، وضعیت بدن، بیان عاطفی چهره و هیجان و حرکت چشم ها. روانشناسان تکاملی معتقدند زبان بدن بسیار پیش تر از کلام تکامل یافته است.
پژوهش ها نشان می دهد در جایی که بین کلام وزبان بدن تناقض وجود دارد، پنج برابر بیشتر احتمال دارد بر زبان بدن تکیه کنیم. (از معدود فواید پشت میز بزرگ نشستن، پنهان کردن بخشی از همین زبان است که ممکن است خلاف خواست گوینده صحبت کند) استفاده و درک زبان بدن البته مختص بزرگسالان نیست؛ کودکان در دو ماهگی تفاوت نگاهی که به سمت آنهاست و نگاه به جای دیگررا تشخیص می دهند و در ده ماهگی از برخی حرکات بیانگر مثلا برای اشاره به اشیا استفاده می کنند. جالب اینکه نابینایان هم از کودکی حتی در جمع نابینایان از حرکات بیانگر استفاده می کنند. یکی از دلایلی که باعث می شود ناخودآگاه از حرکات بیانگر مثل تکان دادن دست ها هنگام صحبت کردن استفاده کنیم این است که بخشی از بار شناختی از حافظه کلامی به حافظه فضایی منتقل شده و عملکرد کلامی فرد را تسهیل می کند. حرکات بیانگر همچنین بازیابی لغت از حافظه را آسان تر می کند.
سخنرانی صورت
بار اصلی گفتگو به زبان بدن البته برعهده چهره است. بخشی از توانایی چهره در انتقال پیام را احتمالا در حال اس ام اس بازی و استفاده از شکلک های موجود در تلفن های همراه تجربه کرده اید. کارکرد های پردازش چهره در زندگی روزمره ولی فقط انتقال پیام به وسیله حالات هیجانی نیست. تشخیص هویت صاحب چهره و کمک به درک کلام هم هست. پاول اکمن از جمله افرادی است که مفصل پیرامون این کارکردها و به خصوص هیجانات چهره تحقیق کرده و با سفربه سرزمین هایی مثل گینه نو و بررسی فرهنگ های متفاوت از فزهنگ غربی تلاش کرده هیجانات چهره را در بافت های فرهنگی مختلف مورد بررسی قرار دهد. اطلاعاتی که اکمن در پژوهش های خود به آن دست یافته، دست مایه سریال پرطرفداری در آمریکا شد به نام "به من دروغ بگو." شخصیت اصلی داستان بر اساس یافته های پژوهشگران درباره هیجانات چهره به تشخیص راستگویی و دروغ گویی افراد پرداخته و بر همین اساس معماهایی را حل می کند که بخش عمده داستان بر دوش آنهاست. البته تشخیص دروغ گویی افراد در زندگی واقعی به همین سادگی نیست.
در واقع تقریبا همه روانشناسان در مورد اینکه نشانه ای که آشکار کننده دروغ باشد وجود ندارد توافق نظر دارند. دستپاچگی، عرق کردن، مکیدن لب ها و یا جویدن ناخن ها می تواند نشانه های حالات هیجانی ما باشد ولی لزوما علامت دروغ گفتن نیست. هیجاناتی که ما می توانیم از چهره افراد تشخیص دهیم عبارتند از: خشم، نفرت، ترس، خوشحالی، ناراحتی و تعجب. اما تشخیص دروغ توسط افراد عادی فقط در نیمی از موارد درست از آب در می آید.
گرچه تمام اجزای صورت اطلاعات مفیدی از احساس طرف مقابل به ما می دهد، بخش عمده این اطلاعات از حالت چشم و ابرو به دست می آید.
چشم ها چه می گویند؟
حالت چشمها، ابرو ها و جهت نگاه اطلاعاتی را منتقل می کند که ممکن است مکمل، متضاد و یا هم جهت با حرف های گوینده باشد. پژوهش های مختلف گستردگی و اهمیت این اطلاعات را به خوبی نشان می دهد. زوج هایی که در مراحل ابتدایی رابطه هستند بسیار بیشتراز آنهایی که سالها از زندگی مشترکشان می گذرد به چشم های طرف مقابل نگاه می کنند تا دقیق تر متوجه واکنش های او به صحبت هایشان بشوند. در روابطی که طرفین از وزن اجتماعی یکسانی برخوردار نیستند هم می توان الگوهایی را استخراج کرد. معمولا فرد مسلط تر به لحاظ اجتماعی (مثلا مدیر در مقابل کارمند) کمتر از نگاه مستقیم استفاده می کند و فرد ضعیف تر بیشتر. تفاوت های فرهنگی نیزدرمقدار و طرز نگاه کردن وجود دارد. اعراب بسیار بیشتر از غربی ها به ارتباط چشمی اهمیت می دهند و ژاپنی های بسیار کمتر از غربی ها به چشم طرف مقابل خیره می شوند.
جز اطلاعاتی که از مقدار و طرز نگاه به دست می آید همانطور که گفته شد حالت چشم ها خصوصا در ترکیب با ابرو وبقیه چهره اطلاعات هیجانی زیادی به دست می دهد. روانشناسی به نام بارون کوهن با استفاده از تصاویری از چشم ها در موقعیت های طبیعی، عمدتا شامل تصاویری از بازیگران سینما که در روزنامه ها و مجلات چاپ شده بود آزمونی ساخته به نام «ذهن خوانی از طریق تصاویر دو چشم» که نمونه ای از سوالات آن را در تصویر می بینید. پژوهش هایی که با کمک همین آزمون و یا آزمون های مشابه انجام شده نشان می دهد اختلالاتی نظیر اتیسم، اسکیزوفرنی و مصرف مواد مخدر می تواند توانایی ما را در درک هیجانات دیگران مختل کند و پیامد های جدی برای روابط اجتماعی ما داشته باشد. پژوهشی که در مرکز ملی مطالعات اعتیاد ایران انجام شد نشان می دهد معتادان به مواد اپیوئیدی در آزمون ذهن خوانی از طریق تصاویر دو چشم نمره بسیار کمتری از همتایان غیر معتاد خود می گیرند. اما برای اینکه به پیامد های اختلال در توانایی تشخیص هیحانات چهره پی ببریم باید یکی دیگر از توانایی های شناختی انسان را بشناسیم: تئوری ذهن.
سازماندهی اطلاعات اجتماعی
تئوری ذهن درک شهودی ماست از باورها و علایق و دانش دیگران و خودمان و تشخیص اینکه باور و تمایل و دانش دیگری، می تواند متفاوت از ما باشد. تئوری ذهن خود از دو جز تشکیل می شود: بخش اجتماعی-ادراکی شامل توانایی درک حالات هیجانی دیگران به کمک نشانه های غیر کلامی مثل هیجاناتی که از حالت چشم ها استنتاج می شود و بخش اجتماعی-شناختی شامل توانایی استدلال درباره حالات ذهنی دیگران و پیش بینی و توضیح رفتار افراد بر اساس این استدلالات. اطلاعات حاصل از چهره افراد مواد خامی است برای بخش اجتماعی-ادراکی و بخش اجتماعی-ادراکی پایه و اساس بخش اجتماعی-شناختی. زمانی که همه این اطلاعات در قالب تئوری ذهن سازمان پیدا کرد می توانیم حدس بزنیم فرد عصبانی ممکن است در یک موقعیت خاص چه کاری انجام دهد، طرف مقابل از حرف های ما چه برداشتی داشته و یا همسرمان از حرف های مادرشوهرش چه احساسی پیدا کرده است.
کاربردهای بالینی و فناوری
پژوهش پیرامون حالات هیجانی چهره جز افزودن به خزانه دانش و ارضای حس کنجکاوی و شناخت بهتر از مغز و کارکرد های آن جنبه های کاربردی نیز داشته است. روانشناسان بالینی و روانپزشکان از این پژوهش ها برای درمان موثرتر اختلالاتی نظیر اتیسم استفاده می کنند و با کمک برنامه نویسان، نرم افزارهایی طراحی می کنند که به کودکان مبتلا به اتیسم که فاقد این توانایی فطری هستند درک هیجانات چهره را آموزش دهند. برای افرادی که از مهارت های اجتماعی کافی برخوردار نیستند، توجه به زبان بدن و هیجانات چهره دیگران جزئی از توانایی هایی است که باید در جریان یادگیری مهارت های اجتماعی کسب کنند.
پژوهش درباره زبان بدن و خصوصا بیانات عاطفی چهره در عرصه تکنولوژی هم دستاوردهای جالبی داشته است. بیانات هیجانی چهره وعضلات صورت که در به وجود آمدن آنها نقش ایفا می کند به همراه سیستم های کدگذاری مخصوص این هیجانات ابزاری است برای دست اندرکاران صنعت انیمیشن تا تصاویری واقعی تر خلق کنند. تحقیق پیرامون دستگاه های الکترونیکی که قادر باشند مثل انسان و شاید دقیق تر هیجانات چهره را تشخیص دهند در جریان است و نوید روزهایی را می دهد که شاید دستگاهی ساده و کوچک مثل تلفن همراه در جیب افراد باشد که آنچه را با چهره نشان می دهند ولی به زبان نمی آورند به ما بگوید. از این به بعد، دسته کم تا زمانی که چنین دستگاهی در حد تخیل نگارنده است در هنگام مکالمه با دیگران دقیق تر به صورتشان نگاه کنید.
--
*این مقاله ای است که برای همشهری تندرستی نوشته ام. متن اصلی مقاله که در شماره ۱۵ تیر ۱۳۹۱ چاپ شده بود را می توانید اینجا بخوانید. متن مقاله اصلی کمی متفاوت و همراه با بخش هایی از آزمون بارون کوهن است.