خشونت در ورزشگاه ها
نقش بستن انبوهی از تصاویر ناپسند، از شکسته شدن شیشه اتوبوس ها تا نابینا شدن سربازی که در کنار زمین مسابقه ایستاده، اذهان را وا می دارد به تفکر در اسباب و علل خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه در ورزشگاه ها. اما تبیین علمی و مددجستن از تحقیقات جدید برای روشن کردن علل چنین اتفاقاتی، گاه جای خود را به بیان افکار کلیشه ای و اطلاعاتی فاقد پشتوانه تحقیقاتی کافی می دهد.
"تخلیه هیجانی" که به آزاد کردن انرژی از طریق ابراز هیجانی اطلاق می شود یکی از مفاهیمی است که در توضیح اسباب و علل چنین وقایعی استفاده می شود. "جوانان چون فرصتی برای تخلیه انرژی ندارند، در ورزشگاه ها دست به چنین رفتارهایی می زنند. اگر فرصتی و مکانی برای تخلیه بیابند شاهد چنین صحنه هایی نخواهیم بود." فرضیه تخلیه هیجانی که همزمان به عنوان علت و راه حل این پدیده مطرح می شود دارای اشکالات چندی است:
۱. اگر منظور از تخلیه هیجانی هورا کشیدن، فریاد زدن و پایکوبی، پرتاب نوار رنگین به آسمان و غیره باشد، ابراز چنین رفتارهایی اساسا معضل محسوب نمی شود که برای آن نیازمند چاره باشیم.
۲.اگر کندن صندلی های ورزشگاه، شکستن شیشه اتوبوس ها و پرتاب مواد منفجره، مدنظر باشد، باید گفت رفتارهایی از این دست همه جا و همه وقت نابجاست. محیطی و فرصتی را نمی توان یافت که بدون احتمال صدمه زدن به خود و دیگران بتوان دست به چنین اعمالی زد.
۳.پاره ای تحقیقات این مدعا را که "تخلیه هیجانی، پرخاشگری را کاهش می دهد" مردود دانسته اند و حتی شواهدی خلاف آن ارائه داده اند(نظریه های شخصیت، نوشته شولتز و شولتز،ترجمه سیدمحمدی،ویراست هشتم،ص ۸۶).
۴.تحقیقاتی که پالایش هیجانی را در کاهش پرخاشگری موثر یافته اند نکته ظریفی در خود دارند: تخلیه هیجانی کل پرخاشگری را کاهش نمی دهد. از پرخاشگری بعدی می کاهد به قیمت پرخاشگری فعلی(روانشناسی اجتماعی،یوسف کریمی،ویرایش سوم،ص ۲۱۸).
کندوکاو روانشناسان اجتماعی در پدیده های مشابه رفتار جماعت حاضر در ورزشگاه بر مفهوم فردیت باختگی تکیه دارد. فردیت باختگی، حالتی روانی است که مشخصه آن فقدان درک فردیت و هویت شخصی و از بین رفتن مسئولیت پذیری است.
پیشایند های محیطی فردیت باختگی (گمنامی، برانگیختگی شدید، تمرکز بر رویدادهای بیرونی و وحدت قابل ملاحظه گروه) موجب حالت واسطه "کاهش خودآگاهی" و در پی آن فردیت باختگی می شود. واین نافردی شدن پیامدهایی دارد که سست شدن سدهای رفتار تکانشی، حساسیت بیشتر در برابر نشانه های فوری و حالت هیجانی جاری، ناتوانی در بازبینی یا تنظیم رفتار خود، کاهش اعتنا به ارزیابی دیگران و کاهش یافتن توانایی برنامه ریزی عاقلانه از آن جمله اند(زمینه روانشناسی هیلگارد، ترجمه براهنی، چاپ 83،ص 376). این پیامدها دست به دست هم داده، منجر به شکل گیری صحنه هایی می شود که توصیف شد.
آنان که آرزوی دیدن صحنه هایی زیباتر در مسابقات ورزشی را دارند باید به جای تکیه بر افکار کلیشه ای و واگویی آنچه ممکن است نادرست باشد، با تحلیل علمی این وقایع راه را بر چاره اندیشی برای این مشکلات هموار کنند. باشد که صحنه های دلنشین تری از مسابقات ورزشی در اذهان حک شود.