معیار جهت یابی برای دانشجوی کارشناسی روانشناسی بالینی
پاسخ را بی شک باید در هدف جست.اما کدامین هدف؟
عده ای آشنایی با نظریه ها و مفاهیم روانشناسی را سر منزل مقصود در نظر می گیرند. گرچه تنوع و تعدد دروس روانشناسی بالینی در سطح کارشناسی حکایت از چنین هدفی دارد اما بی شک این هدفی پرچالش نیست که دانشجو را به وجد آورد.هدفی این چنین, شوقی به بار نمی آورد که لازمه هر تکاپو یی است. پس ناچار باید هدفی شایسته تر در سر داشت.
نگاهی به نتایج چهار نظرسنجی که بین سالهای 1973 تا 1995 بر روی نمونه هایی تصادفی از اعضای انجمن روانشناسی آمریکا انجام شده است می تواند یاری بخش ما باشد.نتایج2 حکایت از آن دارد که فعالیت های روانشناسان بالینی بدین قرار است: روان درمانی(84%) تشخیص و سنجش (74%) تدریس(50%) نظارت بالینی(62%) تحقیق و نگارش(47%) مشورت(54%) امور اجرایی(52%).
گرچه روان درمانی احتمالا پر جاذبه ترین هدف برای هر دانشجویی است ولی می توان آن را مصداق "هدف خود ویرانگر" دانست.کسب توانایی در زمینه روان درمانی که با کم و کیف امکانات دانشگاه های ایران برای دانشجویان دوره کارشناسی سازگار نیست حاصلی به بار نمی آرد جز یاس و نومیدی.واقع بینانه تر آن است که توانایی تشخیص3 و سنجش4 را به عنوان معیاری برای ارزیابی دانشجویان به حساب آوریم.توانایی ای که هم با تعریف روانشناسان بالینی به عنوان متخصصین "سنجش و روان درمانی" همخوان است و هم بسان آرمانی ذهنی سبب یکپارچگی مطالعات دانشجویان.
1.Fromm,Erich
2.روانشناسی بالینی,فیرس و ترال, ترجمه فیروزبخت,ص 35
3.diagnosis