مشکلات آدم های سیاه و مصائب آدم های سفید
رادیوی بی بی سی فارسی مصاحبه ای داشت با حمیدرضا احمدآبادی یکی از اعضای بسیج که تعداد عکس ها و وقایعی که در آنها حضور فعال دارد و ظاهرش موجب شهرت فراوان شده. ویدئوهایی هم که از خود منتشر کرد مزید بر علت شد. بعد از گوش دادن به مصاحبه و اظهار علاقه احمدآبادی به حمیرا، شنونده دیگری که کنارم بود نظری داشت. اینکه نامبرده فیلم بازی می کند و چون به حمیرا گوش می کند باقی حرف هایش را نباید جدی گرفت. یعنی حزب الهی بودن و گوش دادن به حمیرا مانعةالجمع است. افرادی هم هستند که ابراز تعجب می کنند از اینکه دختر چادری نماز خوان، منتقد حکومت اسلامی باشد و نظر می دهند لابد یک جای کار ایراد دارد. آدم "کم حجاب" و"بد حجاب" در راهپیمایی 22 بهمن هم برای آدم هایی از هر دو طرف سوال برانگیز است.
نویسندگانی کتابی در حوزه شناخت اجتماعی در فصلی که به ایدئولوژی اختصاص داده اند به تحقیقاتی اشاره می کنند که تناقض های فکر آدم ها را به تصویر می کشد. همان ها که به اعتقادشان به آزادی بیان و حق انتخاب افراد و غیره اشاره می کنند ممکن است از تشخیص مصادیق آنچه اعتقادشان خوانده اند ناتوان باشند. یا مفهوم را تاکید کنند و مصداقش را رد. اینکه آدم ها می توانند حاملان اندیشه هایی باشند که با یکدیگر همخوانی ندارد شاید بدیهی به نظر برسد اما کارکردهای ذهن ما شاید به نتایجی خلاف این برسد. بعد از اینکه آدم ها را در دسته های حزب الهی و مخالف و چپ قرار دادیم یا به اپن مایند و متعصب و جلف و با حیا تقسیم شان کردیم پیش بینی هایی می کنیم که ممکن است درست از آب در نیاید. سوال اینجاست: پس چرا دسته بندی کردن آدم ها ادامه دارد؟
زندگی اجداد پشمالو و میمون شکل ما طی میلیون ها سال مکانیسم هایی را پرورش داده که برای زندگی اجتماعی انسانها ضروری است. و سازماندهی و طبقه بندی از جمله این مکانیسم هاست. آدم هایی که می دانستند شیر درنده است، برای قسر در رفتن از دست باقی گربه سانان غول پیکر لازم بود ببر را هم در همین دسته قرار دهند بدون اینکه پیش تر آن را دیده باشند یا خود ناچار به تجربه کردن آنچه تا به حال ندیده بودند باشند. محصول فرعی این مکانیسم همان چیزی است که در ما داوری زودهنگام را رقم می زند؛ پیش بینی هایی در مورد شخصیت و رفتار افراد بر اساس گروهی که در ذهن ما به آن تعلق دارند. این طبقه بندی ها فشار پردازش اطلاعات در مغز را کاهش می دهد و کمک می کند بی سوال و جواب روپوش سفید های بیمارستان را پزشک و روپوش آبی ها را پرستار حساب کنیم. همزمان پیش بینی های غلط هم در کمین است. نسبت دادن صفات و رفتارهایی به افراد بر اساس گروهی که در آن قرارشان داده ایم. صفات و رفتارهایی که ممکن است عکس شان را در فرد ببینیم و مشکوکمان کند.
تا روانشناسان در حال بررسی روش های کاهش قالب سازی های ناکارآمد هستند و تکامل، خرده خرده طی میلیون ها سال آینده آنچه ساخته را اصلاح می کند باید به این اکتفا کرد که دسته بندی های ما امری ذهنی است نه واقعیات فیزیکی محیط بیرونی. آدم ها جزو هر دسته و گروهی باشند، سریِ محصولاتِ یکسانِ خط تولید کارخانه با کمیت و کیفیت یکسان نیستند؛ آدم اند.
---